دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را

می جویمت چنانکه لب تشنه آب را

 

محو توأم چنانکه ستاره به چشـم صبح

یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

 

بی تابم آنچنان که درختان برای باد

یا کودکان خـفته به گــهواره تــاب را

 

با یسته ای چنانکه تپیدن برای دل

یا آنچنانکه بال پریـــدن عقــاب را

 

حتی اگــــر نبــاشی ، می آفرینمـــت

چونانکه التهاب بیابان ســـراب را

 

ای خواهشی که خواستنی تر زپاســخی

باچون تو. پرسشی چه نیــازی جواب را

[ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

بیش از 20 سال از زمانی که برای نخستین بار توفیق درک محضر آقای بهجت را یافتم، می‌گذرد. در آن زمان برای من که دانش‌آموز نوجوانی بودم، فضای «مسجد فاطمیه»، مشهور به مسجد خانم، محل برگزاری نماز جماعت آیت‌الله بهجت بسیار عجیب می‌نمود.

 

 

اگرچه توسط یکی از معلمان وارسته، با این چهره نورانی آشنا می‌شدم، اما هنوز هم برایم محل سوال بود که چرا در مسجد کوچکی واقع در محله گذرخان قم، این تعداد چهره‌های برجسته حوزوی و اجتماعی حضور می‌یابند. در آن زمان که هنوز جایگاه علمی و عرفانی آیت‌الله بهجت به عنوان مرجع تقلید و عارف مجتهدین در جامعه تبیین نشده بود، تعدادی از افراد برای درک نماز جماعت ایشان از تهران، اصفهان و برخی شهرهای دیگر به قم می‌آمدند.

 

البته به تدریج که بیشتر با فضای مسجد و حال‌و‌هوای نمازهای بی‌نظیر آیت‌الله بهجت آشنا شدم، این ابهام برطرف گردید. اما ابهامی دیگر جایگزین آن شد و آن هم شدت تواضع و افتادگی این چهره بی‌بدیل علم و عرفان بود‌، در آن سال‌ها که ازدحام جمعیت هنوز قابل تحمل بود، آیت‌الله بهجت با صبر و تواضعی منحصر به فرد، پس از نماز سرپا می‌ایستادند و تک‌تک به تقاضای علاقه‌مندان جهت تفأل و استخاره از قرآن کریم پاسخ می‌گفتند.

روزهای جمعه نیز که در منزل ایشان جلسه ذکر فضائل و مرثیه اهل‌بیت(ع) برقرار بود،‌ ایشان کماکان با تواضعی که مخصوص به خود ایشان بود، دو زانو کنار درب منزل می‌نشستند و به مهمانان مجلس اهل‌بیت(ع) خوش‌آمد می‌گفتند.

 

سال‌های بعد توفیق این را یافتم که در کنار مرقد علی‌بن‌موسی الرضا(ع) به مشهد مقدس نظاره‌گر و همراه این راحل الی‌الله باشم. در این‌جا نیز تواضع و خاکساری ایشان به عنوان یک مرجع تقلید در محضر اهل‌بیت(ع) منحصر به فرد بود، بوسیدن خاک درگاه امام هشتم(ع) و زیارتی مثال‌زدنی، علاقه‌مندان و مریدان ایشان را منقلب می‌نمود.

 

یک بار پس از زیارت مرقد امام رضا(ع) که ایشان طبق برنامه همیشگی برای خواندن فاتحه‌ای به قبر عارف مشهور، مرحوم نخودکی مراجعه می‌کردند،‌ از ایشان توصیه‌ای را طلب کردم که فرمودند: «به آن‌چه می‌دانی عمل کن، خداوند آن‌چه را نمی‌دانی به تو خواهد آموخت.»

 

به هر تقدیر،‌ وجود آیت‌الله بهجت در میان جامعه، نخبگان و حتی علما و مراجع معظم تقلید، سرمایه‌ای گران‌بها و منحصر به فرد بود.

 

شاید جمع علم، عرفان، تقوا، تواضع، توکل و توسل ایشان در فرد دیگری کمتر قابل تکرار باشد. میزان ارادت آیت‌الله بهجت به اهل‌بیت(ع) وصف ناشدنی بود، شب‌های جمعه که پس از نماز استثنایی ایشان که با قرائت سوره اعلی، حال‌وهوای عرفانی خاصی را پدید می‌آورد و سفره معنوی تمام نشدنی را جهت ارتزاق مشتاقان پهن می‌کرد، روضه برقرار بود و اشک‌های گران‌بهای این چهره جاودانه، موجب انقلاب روحی سایرین می‌شد.

 

آن‌چه که امروز می‌توان گفت، این که در کنار پیکر مطهر ایشان که پس از 9 دهه تلاش، ریاضت و مجاهدت به آسایش رسیده است، روحی نظاره‌گر است که به جرأت می‌توان گفت در این مدت طولانی حتی یک شب هم آرام و قرار نداشت و پیوسته متلاطم و شیدا بود، اگرچه این وجود گران‌قدر امروز دیگر در میان ما نیست، اما نامش در کنار سایر اولیای الهی همچنان می‌درخشد و تنها حسرتی را برای امثال ما به جا گذاشته که چرا از این امانت الهی که اکنون به جایگاهش بازگشته است، بی‌بهره و کم‌بهره مانده‌ایم و این حسرت برای من تمام شدنی نیست

فواد صادقی

[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

درگذشت عالم ربانی آیت الله العظمی بهجت را به تمامی شیعیان جهان تسلیت می گویم

[ یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

خروار

 

خـــروار

 

خواندیم

 

بارگران اســـفار

بر پشــت مـا قطار قطار آوار

 

اما تمام عــمر

در انتظار یک دم عیـــسی وار

مــانــدیــم

قیصر امین پور

[ پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

کرباسچی: ما روز به روز سبدها رو چک می کنیم

شهردار خیلی سابق پیش از این تهران گفت: ما روزانه در حال چک کردن سبدها هستیم و آمارها نشان می دهد که رای هامان همینطور ثانیه به ثانیه در حال افزایش است.

وی در خصوص سیستم سبدی کاندیدای محبوبش گفت: این از آن جمله کارهای کارشناسی است که افشا شدنش نوعی گاف بزرگ محسوب می شود. وی توضیح داد: محبوبیت ما صددرصد در حال افزایش است و اگر ما خوابمان نبرد و سبدها را سوراخ نکنند رئیس جمهور بعدی مال خودمان است! وی در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید، دیگه چه خبر، گفت: برنامه ریزی ها را طوری انجام دادیم که بعد از ریاست جمهوری هنوز مستقر نشده، 57 هزار تومان ملت را در خانه افراد تحویل دهیم. وی در خصوص حضور زنان در ورزشگاه ها هم گفت: هر چی حاجی بگه، البته به نظرم، نظر ایشان مثبت است چرا که گفته اند در این خصوص باید برای حضور آقایان در ورزشگاه ها فکری کنیم! وی در توضیح این طرح گفت: باید از اعدام کودکان جلوگیری کنیم وگرنه وضع خیلی خراب می شود. خبرنگاری گفت: این چه ربطی داشت که کرباسچی هم در جواب گفت: همکاران خبر دادند که «اعدام کودک» کنفرانس کم شده و باید پررنگ شود.

مش قلیدون قلزمی: باس کار کرد

یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری که در اولین ساعات آغاز ثبت نام در وزارت کشور حاضر شده بود، گفت: به نظر من باس عینهو اسب 9من شیرده کار کرد تا مملکت درست بشه. وی که به سیروس گیریس مشهور است، در گفتگو با سی ان ان گفت: خودم همه چی رو درست می کنم. وی در پاسخ به سوال خبرنگار سی ان ان که پرسید چرا برای ریاست جمهوری اعلام آمادگی کرده، گفت: حال کردم بیام و اومدم. وی اضافه کرد: آبجی شما اسم این شبکه تیلویزیونی تون رو عوض کنید زیاد قشنگ مشنگ نیس خوب تو دهن نمی چرخه تازه تو محل یه جورایی فحشه. وی در خصوص برنامه هسته ای نیز گفت: هسته ای مسته ای قرتی بازیه، فقط باس مث اسب کار کرد من خودم آدمشو دارم که عینهو اسب کار کنه و جیک نزنه. خبرنگار سی ان ان پرسید که در خصوص نیروگاه بوشهر و رابطه با امریکا چه کار می کنید که قلزمی در حال انگشت زدن برگه های ثبت نام گفت: نیروگاه بوشهر که...باس کار کرد دیگه! اونم چی؟ مث اسب. در خصوص رابطه هم باس بگم که...پوووووففففففف(صدای خسته شدن یک عدد سیروس گیریس) آبجی خیلی حرف می زنی، کامران! کامی! بیگی اینو بنداز قفس...

هاشمی حامی تند کروبی است

یک خبرگزاری حرفه ای که در دل خود یک باشگاه حرفه ای تر هم زده، در خبری نوشت: هاشمی از حامیان تند و بلامنازع کروبی است و این حمایت مالی و معنوی و همه جانبه است. این خبرگزاری در این خبر که آن را از وبلاگ اصغر عبدل الاکبری برداشته و به صفحه یک خود فرستاده، نوشت: هاشمی یک شب خواب می بیند که باید از کروبی حمایت کند و از فردایش در جلسات مختلف می گوید که همه چیزم را برای حمایت از کروبی می دهم. البته در پایان این خبر وبلاگی نیز قید شده است که محسن هاشمی، این خواب را دیده است. این خبرگزای در خبری دیگر هم نوشته است: میرحسین، قالیباف را برای وزارت کشور برگزیده است، این خبر دو خطی را نیز خبرگزاری مذکور از وبلاگ آتوسا نقل کرده و نوشته است: در یک مکالمه تلفنی شنیدم که یک نفر به یک نفر دیگر می گفت: قالیباف وزیر کشور میرحسین می شود.

حدادی در روز ثبت نام: به خدا می ترکانمت میهن!

روزنامه نگار مشهور و جوان کشور که در حلقه پرشور خبرنگاران در وزارت کشور حاضر شده بود در حالی که داشت برگه های ثبت نام را پر می کرد، رو به خبرنگاران گفت: همانی که بارها گفته ام باز هم می گویم، می ترکانمت میهن. خبرنگاری پرسید چه تضمینی برای تحقق و عملیاتی شدن این طرح دارید که این روزنامه نگار جوان گفت: همه طرح ها و نقشه ها روی میز من است و درباره چگونگی اش نیز 74 کارشناس به عنوان مشاور با من هستند، قبول ندارید، به من رای بدهید، خواهید دید. البته باید دو روز کل کشور را به مرخصی استحقاقی در دریای خزر و خلیج فارس بفرستیم. شایان ذکر است جمعیت ائتلاف گران آباد، حامیان و منتقدان دولت اصلاحگرا، دانشجویان مقیم مرکز و حومه، اسکیت بازان دختر واحد رودهن و جمعی از تحریریه نسل سوم تا کنون از این کاندیدای نسل سوم اعلام حمایت کرده اند.

کروبی: هی نگین کناره گیری کناره گیری اه!

شیخ اصلاحات در حاشیه همایش زنده باد 70 هزار تومان، گفت: هی به من نگین کی کناره گیری می کنم، اه! وی که در قبال پرسش و پاسخ خبرنگاران کفری شده بود، افزود: شیش ماهه دارم می گم من کنار نمی کشم بازم تا به من می رسین اولین سوالتون اینه که کی کناره گیری می کنم، چقدر آخه شماها...وی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر ماجرای وزرای کابینه و حضور زنان در دولت کروبی گفت: من همیشه گفتم باز هم می گم که من کناره گیری نمی کنم و به نفع هیچ کاندیدایی کنار نمی کشم و اصلا قبول ندارم اینکه یه نفر به نفع یه نفر دیگه بره کنار، آرائش واسه اون یکیه. خبرنگاری پرسید این ماجرای 80 هزار تومان چیه که کرباسچی مطرح کرده، که کروبی گفت: آهان! گفتیم بعدا مشخص می کنیم کیا به ما رای دادن، اونا ده تومن اضافه می گیرن.

مسعود ده نمکی: اصلا وقت ندارم فیلم بسازم

کارگردان اخراجی ها دو تا 13 گفت: به خاطر پروژه سنگین و تریلر 13قسمتی اخراجی ها حرفشم نزنین. وی این جمله را در پاسخ به یکی از خبرنگاران در خصوص شایعه ساخت فیلم تبلیغاتی یکی از نامزدهای سرشناس گفت و گفت: اینقدر سرم شلوغه که اصلا وقت ندارم پس حرفشم نزنین. وی در عوض توضیح داد: قصه اخراجی ها 3 تا 13 همگی در خاک امریکا روایت می شود و بعد از انتقال اسرای شیمیایی شده توسط گاز باقالی به بیمارستان های امریکا برای درمان، موضوع رابطه با امریکای خیانت کار و عراق جنایت کار مورد بررسی قرار می گیرد. وی تاکید کرد: در پایان هر 10 فیلم هم ترانه «ای ایران» به نوعی خوانده می شود.

رسایی: به من گفتند ساکت باش!

نماینده مجلس در جمع چند نماینده دیگر مجلس گفت: من تا می آیم راجع به برخی موضوعات صحبت کنم داستان به جنجال کشیده می شود و خودم هم بعدش دیگر ماجرا را بی خیال می شوم. وی که خود این گفتار را در وبلاگش منتشر کرده گفته: وقتی این سخنان را در جمع نمایندگان گفتم، همه گفتند، آفرین تو خوب از دولت دفاع می کنی که من هم گفتم اگر مشایی نباشد همه چیز حل است اما برایم اس ام اس آمد که دفعه آخرت باشد که اسم حاجی رو آوردی! وی گفته که به او به خاطر برخی حرفهایش تذکر داده اند که ساکت باشد.

[ سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٤:٥۳ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

«خیلی ها ماسک نداشتند مجروح که شده بودند، تجهیزاتشان را باز کرده و ماسک را هم با آنها رها کرده بودند. ماسکم را درآوردم و دادم به یکی از بچه ها. قبول نمی کرد. می گفت: «چه فرقی داره؟»

گفتم: «من چفیه دارم، بگیر دیر شد.»

با خواهش و التماس ماسک را گرفت.

چه می شود بر آن عطر شهید را نیز ضمیمه کنیم: «به هر صورتی که بود با راضی کردن مادرم و بزرگ کردن تاریخ تولد در شناسنامه ام، موفق شدم از طریق ستاد پشتیبانی به منطقه اعزام شوم.»

او آمده بود تا حقایقی را ببیند و بنگارد: بعدها هم صحنه هایی را دیدم که این حقیقت را ثابت کرد که جنگ ما واقعا یک جنگ عقیدتی است: صحنه هایی که سجده های طولانی و قنوت های با خضوع و ناله های نماز شب را در خود داشت.

انسان های آن، چه شب های زیبایی را به صبح می رساندند و چقدر تماشایی بود آن لحظه ای که قصد سفر به لقاء الله را می کردند... همیشه می دیدی که چند لحظه قبل از شهادت مدتی را به خود مشغول هستند و فارغ از دیگران در گوشه ای نشسته اند و زمزمه آرامی را با خود دارند، گویا از وقتی که فهمیده اند مقبول درگاه الهی شده اند، از هر آنچه که تا به حال کرده اند، شرمگین اند و دارند حساب خود را با مولایشان پاک می کنند.

چه زیبا نقل حال کرد و خود پرکشید و رفت؛ در یک عملیات چریکی در منطقه سردشت، در سن 21 سالگی و در 30 شهریور .1369 درست در شب شهادت امام هشتم(ع).

از اوایل سال 1369 بود که شروع به نوشتن خاطراتش کرد. شهادت؛ یادداشت هایش را ناقص گذاشت، ولی بوی عطر را بر آن ضمیمه کرد.

[ یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۳:٠٩ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

رفتیم و هوایی شدیم ... غروب دو کوهه دلمان را ربود و خاک معطر فکه عقلمان را...

کوله های دلبستگی هامان میان سیم های خاردار هویزه جا ماند و روحمان راهی معراج شد...

فریاد زدند: نروید؛ منظقه پاکسازی نیست! دلمان رفت و ازتعلق ها پاکیزه گشتیم وآشنای سید که می گفت: بگذار عاقلان تو را به ماندن بخوانند؛ راحلان، طریق عشق می رانند. رفتیم و مجنون شدیم و آواره ی خاکریز های طلائیه ؛ سرگشته نخل های بی سر فتح المبین .به سه راهی شهادت رسیدیم : خدا بود و آسمان بود و نور... خدا را برگزیدیم و دل کنده شدیم ؛ نشستیم روی خاک های غریب شلمچه؛ با مشق عشق حسین (ع) دیوانه ی کربلا شدیم...

دستمان به بارگاه شش گوشه اش نرسید؛ با اشک ها مان بر ضریح طلایی اش حلقه ای، و بر دست های علمدارش بوسه زدیم . کبوتر دل بی قرار شد؛ تشنه ی وصال بود ، راهی کربلایش نمودیم و بی دل شدیم ودر وادی انتظارمان ماندیم...

رفتیم هوایی شدیم ...برگشتیم با همه ی سوغاتمان: بی دلی مان! برگشتیم و گرفتار شدیم ؛ ناگاه میان زرق و برق های این شهر رنگین با جذبه های دروغین محاصره گشتیم,؛ بی دلیمان به دادمان رسید: ماسک های پرهیزتان رابزنید که هوای زمانه گناه آلود است؛ عده ای غفلت کردیم و بیمار شدیم؛ عده ای ماندیم و بی تاب شدیم !باز صبح کاذب ،چلچراغ های وسوسه فرایمان گرفت تا غروب دوکوهه را از چشم هایمان برباید؛ دل ندا داد: ظلمتی بیش نیست ؛به آسمان خیره شوید! افسوس که عده ای محو نوری کاذب شدیم و اندکی محو آسمان! سر هامان رو به آسمان بود؛ وسوسه های غرور و تکبر به ستایش مان نشستند که عطر خاک های بی آلایش فکه را از یاد ببریم و باز هشدار دل: رو به خاک کنید... دریغا که سنگفرش های مرمرین تجمل، چشم های ظاهر بین مان را خیره کرد؛ سنگفرش ها آیینه ای شدند؛ عده ای به خود نگریستیم و اندکی به خاک!

رفتیم و هوایی شدیم ... برگشتیم و دریغا!!! دریغا « اندکی»؛ هوایی مـــاندیم!و سکوت، هم صحبت مان شدو خاک همدم نگاهمان؛ اشک محرم رازمان؛ انتظار مرهم زخم های مان؛ دیوانگی ، گناه مان ؛ عاشق جرم مان و بی دلی، مشاهدمان و عزلت، پناه مان واین شد سر آغاز : «داستان تنهایی مان»!»! 

[ شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۳:٠۱ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

شما را می شناسم؛ همانی هستید که سرمشق های زمین را از دفترم پاک کرد و حس پرواز را در کوله ام جای داد .

صدایتان را می شناسم ؛ نت های مهربانی در صدایتان به پرواز در می آید .

شما را می شناسم با این که بال هایتان را ندیده ام ، می دانم فرشته اید ؛ آخر هربار که از کنارم می گذرید من پر از بوی آسمان می شوم .

[ شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٥:٠٧ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

تهوع ترکم نکرده است.وگمان نمی کنم به این زودی ها ترکم کند؛

ولی دیگر ازدستش نمی کشم.

دیگر یک بیماری یا یک بحران زود گذر نیست:

خود من است.

ژان پل سارتر

[ پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٢:٠۸ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

شقایقها گرچه خاکستر شدند؛ اما پیک بشارتی هستند بر این حقیقت که زمین نه جای ماندن که گذرگاهی است و دل بستن بر دنیا دلبستن بر فناست.

[ چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]


در طول تاريخ خليج فارس نه تنها بخشي از خاك ايران محسوب مي شده و حاكميت آن در دست ايراني ها بوده است بلكه به اذعان تمام منابع تاريخي موجود اين پهنه آبي با عناويني نظير خليج فارس خليج عجم درياي فارس و يا بحر فارس شناخته شده است .
نام خليج فارس از جمله نام هاي تاريخي است كه از گذشته بسيار دور تاكنون در اسناد قراردادها و مكاتبات مورد استفاده همه اقوام و ملت دور و نزديك آن از فارس و عرب ترك و هندي تا اروپاييان قرار داشته است . از اين رو خليج فارس به عنوان مهمترين گذرگاه نفتي جهان با موقعيت تمدني ايران پيوندي تنگاتنگ داشته و دارد.
با اين حال در دهه هاي گذشته برخي از همسايگان در اقدامي كه با روح همزيستي مسالمت آميز ملل و فرهنگ هاي منطقه ناسازگار بوده است به جاي استفاده از نام معتبر « خليج فارس » نام خليج عربي يا خليج را به كار گرفته اند و اخيرا نيز علاوه بر كشورهاي عربي پاره اي از سازمان ارگان ها خبرگزاري ها يا مجلات و رسانه هاي بين المللي به اين نامگذاري مجعول روي آورده اند.
با توجه به اينكه كوشش هاي ملي گرايان افراطي عرب براي تغيير نام « خليج فارس » به « خليج عربي » در سطح بين المللي از هيچ گونه پايه و اساس علمي برخوردار نيست كوشش آنها تنها وحدت واقعي جهان اسلام را به مخاطره مي اندازد. بعضي كشورهاي عربي كه در تقابل با ايران به سر مي برند در قبال نام خليج فارس به دنبال منافع خود هستند و در اين بين وحدت جهان اسلام را ناديده مي گيرند. اين عمل در شرايطي صورت مي پذيرد كه نيروهاي فرامنطقه اي حضور روز افزون خود را با استفاده از همين گونه تنش ها و اختلافات تثبيت مي كنند.
در اين نوشتار ضمن تشريح موقعيت استراتژيكي خليج فارس به بررسي تبارشناسانه نام خليج فارس و چگونگي شكل گيري ادعاهاي واهي اعراب در استفاده از نام جعلي خليج يا خليج عربي خواهيم پرداخت .
جغرافياي طبيعي و راهبردي خليج فارس
خليج فارس شيار هلالي شكلي است كه بيش از يك چهارم ذخاير فسيلي جهان را در خودجاي داده و از طريق درياي عمان به اقيانوس هند و آب آزاد راه مي يابد . اين خليج طولي نزديك به 900 كيلومتر و پهنايي نزديك به 240 كيلومتر دارد و در كشاله و چين خوردگي هاي پست و فرو افتاده جنوب زاگرس پديد آمده است . خليج فارس به عنوان شعبه اي بزرگ از اقيانوس هند كه بر سر راه كليه خطوط دريائي در مشرق عدن واقع شده است مانند دالاني است كه بين 24 دقيقه 30 درجه عرض شمالي و 48 دقيقه 50 درجه طول شرقي واقع شده است . حدود آن از شمال و شمال خاوري به سواحل ايران از شرق به درياي عمان از جنوب و غرب به شبه جزيره عربستان محدود است . رودخانه دجله و فرات و كارون و كرخه كه از جبال ارمنستان و تركيه سرچشمه گرفته اند به انضمام رودخانه هاي جراح هنديان و رودهاي كوچك ديگر به اين دريا مي ريزند. آبهاي خليج فارس كم عمق و زير بستر آن داراي منابع نفت و گاز (هيدروكربن ) فراوان است . اين عمق در دهانه خليج 70 تا 90 متر است و هر قدر به طرف بالاي خليج مي رود كمتر مي شود و به مسافت 90 كيلومتري تا دهانه شط به 30 متر مي رسد . عمق خليج فارس در بيشتر موارد از 50 متر تجاوز نمي كند و حداكثر عمق آن به حدود صد متر مي رسد. اين امر به سادگي امكان حفاري و استخراج منابع آن را فراهم مي سازد. در صيدگاه هاي مرواريد عمق خليج فارس كمتر از 36 متر است . مساحت خليج فارس 97 هزار مايل مربع است و طول آن از سواحل عمان تا راس دريا در حدود 50 مايل و عرض آن در مناطق گوناگون ميان 29 تا 180 مايل است .
حاشيه خليج فارس شامل كشورهاي ايران عراق كويت بحرين عربستان قطر امارات و عمان مي شود و در اين بين بيشترين ساحل خليج فارس كه قابليت كشتيراني نيز دارد تحت حاكميت ايران مي باشد.
خليج فارس به مثابه يك راه آبي و دريايي از آغاز تاريخ موقعيت برجسته سياسي داشته است و به نوعي خاستگاه تمدن هاي بزرگ خاور باستان با پيشينه اي چند هزار ساله است . از قرن ها پيش عيلامي ها از بندر بوشهر و جزيره خارك براي سكنا و كشتيراني و حكمفرمايي بر سواحل خليج فارس و بازرگاني با هند غربي و دره نيل استفاده مي كردند.
اكثر مورخان يوناني از جمله هرودوت معتقدند كه بابلي ها وسائل مورد نياز خود را كه از عربستان و هندوستان تهيه مي كردند از طريق خليج فارس حمل مي نمودند. به لحاظ موقعيت سوق الجيشي نيز بابل در حوالي خليج فارس در كنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه درياي فارس هند و اسود را به هم مرتبط مي ساخت . همچنين هرودوت و استرابون تاكيد مي كنند كه در اين نواحي مراكز مهم تجارتي وجود داشته است .
هم اكنون نيز خليج فارس مهم ترين آبراه بين المللي جهان است كه بيش از 50 درصد انرژي جهان در آن نهفته است . خليج فارس و كشورهاي ريز و درشت پيرامون آن (ايران عراق كويت عربستان سعودي بحرين قطر امارات متحده عربي و عمان ) نزديك به 10 درصد ازگستره 44 ميليون كيلومتر مربع قاره آسيا را در بر مي گيرند .
خليج فارس در مقام محل و معبر مبادله كالا و تجارت ميان شرق و غرب ; نه تنها از زمان هاي دور صحنه رقابت و كشمكش هاي ملل ذينفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است بلكه هميشه و بيش از هر درياي ديگري مورد توجه علماي معرفه الارض و باستان شناسان و مورخان و جغرافيا نويسان قرار داشته است .
پيشينه تاريخي
بنابر مدارك متقن خليج فارس از هزاران سال پيش نه توسط ايرانيان بلكه توسط ملت هايي كه با ايرانيان مراوده داشته اند از جمله يونانيان و روميان با عنوان « درياي پارسي » ناميده شده است . عرب ها نيز قرن ها آن را « خليج فارس » يا « بحر فارس » ناميده اند. خليج فارس با همين نام طي هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامي كشورها و اقوام مختلف از جمله اعراب از اين نام استفاده كرده اند.
تمام متون قديمي جغرافي جهان از نقشه هاي هكاتايوس و بطلميوس تا آثار جغرافيدانان و جهانگردان مسيحي و مسلمانان شعبه اي بزرگ از اقيانوس هند را كه از جنوب ايران به موازات بحر احمر تا قلب دنياي قديم پيش رفته است خليج فارس يا درياي فارس ناميده اند.
از سده هاي هفتم و هشتم پيش ميلاد تمام عالمان از جمله آناكسي ماندر هكاتوس هرودوت اراتوستن هيپارك پومپوني مله كراتس مالوس استرابون بطلميوس مايكروپيوس ايزيدورسويلي محمد بن موسي الخوارزمي ابوزيد بلخي ابن سرابيون ابن رسته ابن فقيه قدامه ابن فضلان ابن خردادبه مسعودي استخري ابن حوقل مقدسي ناصرخسرو ادريسي جيحاني فرازي بيروني ابن جبير ياقوت قزويني مستوفي ابن بطوطه حافظ شرف الدين علي يزدي ابوالغازي و ... درياي جنوبي ايران را تحت اسامي و عناويني نظير خليج فارس خليج پارس درياي فارس بحرالفارس بحر فارس سينوس پرسيكوس ماره پرسيكوس گلف پرسيك پرژن گلف (گالف ) پرزشير گلف پرسيس ياپرسيكوس ناميده اند.

[ دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

یه بار دیگه نقشه رو مرور کرد .

منتظر فرصت مناسب بود

دیگه موقع عملی کردنش بود!

حرکت کرد و آروم و آروم

ازبین جند تا مانع رد شد

کسی نبود بالاخره رســید

تا دستشو دراز کرد...

* اون سیب زمین ها مال شــامه

ناخنک نزن بجه

عملیات لو رفته بود.

[ شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

به او می گویم ولگردی همیشه بد

نیست. مخصوصا" اگر میان کلمات باشـــد!

امروز هم تو جاده نوشته

"من لــی غیرک"

بعد داشتم با خودم فــکر می کــردم

خــداییش من لــی غیــرک.

[ پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

نه قاصد بارانند ونه...

فقط دور می خورند

حوالی کفش ها و چشم ها

آن وقت که تو رفته بودی

قاصدک ها آمدند

که آمده باشند

اینجا دیگر باران است و نه خورشید

اینجا فقط دو چشم و دو کفش

کمال شفیعی

[ پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

میگن معاون نخست وزیر اسرائیل گفته رضا خان پدر محمدرضا پهلوی با هیتلر دوست بوده و ازاو خواسته یهودیان رو تو کوره پز خونه بندازن و هلو کاست اینجوری بوجود اومده و حالا جمهوری اسلامی باید جوابگو باشه

هه هه هه... خندیدیم حالا هیچکی ندونه دارودسته پهلوی ها که زنده اند و هرو روز خودشونو برا اسرائیلی ها هزار تیکه می کنن می گین نه به یکی از این شبکه های ماهواره ای سلطنت طلب ها مراجعه کنین خوتون متوجه می شین ......

نتیجه اخلاقی: شایدم هیتلر مسلمون بوده، و اجداد احمدی نژاد بهش گفتن یهودیان باید از صفحه روزگا محو شود و اونم می خواسته این کارو بکنه و....

کسی چی میدونه شاید خود هیتلر از اجداد احمدی نژاد بوده و می خواسته یه جوری هلوکاست راه بندازه که بعدا" نوادگانش اونو انکار کنند.....

آهان رضا خان آیت ا...زاده بوده برا رد گم کردن با هیتلر طر ح دوستی ریخته و بعد باهم شب هنگام تصمیم گرفتن که یهودیا رو بسوزونند....

ودیگر هیچ..........

[ چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤٩ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

روزی دیگر آغاز شده، اما این روز با روزهای دیگر متفاوت بود. درحال فکر بودم که... وقتی به خود آمدم دستان پرمهر و گرمش را احساس کردم، با من سخن می گفت و قلبم آرامش پیدا کرده بود. با این که پرنده ای کوچک بودم اما او برای کاری بزرگ از میان پرندگان دیگر مرا انتخاب کرده بود. متن نامه را همان طور که با من صحبت می کرد شرح داد. پیش خود گفتم خدایا مرا یاری کن تا از پس این کار سخت بربیایم نامه را به پایم بست و من پر کشیدم و در آسمان بیکران شروع به پرواز کردم. پروازی بود بی نظیر تا به حال این قدر خوشحال نبودم ناگهان احساس کردم بدنم گرم شده و چشمانم تیره شده . وقتی چشم باز کردم خود را روی زمین دیدم شکارچی را دیدم و فهمیدم که تیر خورده ام .می خواستم بلند شوم اما نایی نداشتم وقتی می خواست نامه را از پایم باز کند هرچقدر دست و پا زدم افاقه نداشت نامه را باز کرد و شروع کرد به خواندن در متن نامه نوشتن شده بود که: این نامه از طرف حضرت سلیمان(ع) است برای یارانشان. بعد از مدتی چند نفر را دور خود دیدم و از صحبت هایشان فهمیدم که آن شکارچی از دوستان و یاران نزدیک حضرت سلیمان است از این که کار خود را تمام کرده بودم خوشحال بودم پر گرفتم و به سوی آسمان هفتم پرواز کردم...فرشته زهره وند.

[ سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک