دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

باستان شناسان موفق به كشف يك گور جمعي در جنوب غرب آلمان شده اند كه نشان مي دهد بشر در هفت هزارسال قبل آدمخوار بوده است.
به گزارش بي بي سي نويسندگان مقاله اي كه در نشريه Autiquity چاپ شده معتقدند كه يافته هاي آنان يكي از شواهد نادر اثبات آدمخواري بشر در اوايل دوره نوسنگي Neolithic در اروپاست.
اوايل دوره نوسنگي، دوره اي بود كه براي اولين بار مركز اروپا با كشاورزي آشنا شده بود.
كشف اسكلت حدود 500 نفر درجريان حفاري ها در دهكدهHerxheim نشان دهنده احتمال آدمخواري انسان در آن دوره است.
از بقاياي اجساد كه درميان آنها شماري كودك و حتي جنين ديده مي شد چنين نتيجه گيري مي شود كه قربانيان عمدا كشته و قطعه قطعه شده اند.حفاري براي يافتن اين گور جمعي ابتدا درسال 1996 صورت گرفت و سپس در فاصله سالهاي 2005 و2008 مجددا توجه باستان شناسان به اين محل جلب شد.
به گفته دكتر بورنو بولستين رئيس پروژه حفاري و استاد دانشگاه بوردو در فرانسه بررسي ها نشان مي دهد استخوان هاي موجود در گور عمدتاً شكسته و جدا شده است كه نشانه آدمخواري است. علاوه براين نشانه هاي به سيخ كشيدن و كباب شدن در روي استخوان ها هم ديده مي شود.
وي تاكيد كرد اثبات اينكه اين استخوان ها پخته شده اند مشكل است.
برخي دانشمندان كه فرضيه آدمخواربودن بشر اوليه را رد مي كنند مي گويند ممكن است جداكردن گوشت از اين استخوان ها مربوط به آيين به خاكسپاري بشر در دوره نوسنگي باشد. ولي دكتر بولستين مي گويد شواهد نشان مي دهد كه بسياري از اين استخوان ها جويده شده اند. نظر دكتر بولستين اين است كه احتمالا آدمخواري در اروپا امري استثنايي و مربوط به ايام قحطي بوده است
.

[ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

آشفتگي
افكارم را مي بلعد
چشمهايم نور مي بازند
و دنيا
قطع مي شود در نگاهم
و من شبيه زمين
مي چرخم
گرد حيراني خود

ياسمن رضائيان...

[ شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸ ] [ ٧:٤٤ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

کنار پنجره ایستاده ام وبیرون رانگاه می کنم؛باران نم نم درحال باریدن است.کمی پنجره رابازمی کنم،هوای مرطوب بارانی به سرعت خودرابه داخل اتاق ها می دهد،اطرافم رانگاه می کنم چشمم به تابلوعکسی می افتدکه چند رزمنده داخل گل و لای و باران با لباس گلی درحال جنگیدن هستند؛کبوتر خیالم رابه پرواز درآورده وخودرا در میان رزمندگانی می بینم که در تابلوعکس دیده ام،آن سوتررزمنده ای در حال چکاندن ماشه ی تیر باری است که بالای تپه سنگی واقع شده است.باران به شدت در حال باریدن است،من در پایین خاکریزنظاره گراتفاقاتی هستم که در حال وقوع است.رزمنده ای ار آن سوتر داد می زند:«امدادگر، امدادگر»گویا آر پی جی زن زخمی شده است وآن طرف تر  فردی را می بینم که دوان دوان خودرا به آرپی جی زن مجروح می رساندواز داخل کوله پشتی اش کمک های اوّلیه را بیرون می آوردوبه آرامی محل جراحت آدپی جی زن راکه دست راست او می باشد مئ بندد؛دراین هنگام صدایی رامی شنوم که می گوید: آه عباس شهید شد».با صدای اوچند تن ازرزمندگان خود رابه بالای خاکریز می رسانندوعباس را که گلوله برسرش اصابت کرده به پایین خاکریز منتقل می کنند.اینجا باران است وهمه لباس ها گلی و صدای گلوله هرلحضه باگل ولای قاطی می شود

یک لحضه سرم را برمی گردانم،خود رادر اتاق همیشگی ام در

کنار پنجره می بینم،آن سوی پنجره هنوز باران در حال باریدن است وبوی خوش آزادی در حال شنیدن.

زهرا سلجوقي دوم راهنمايي از مشهد وبلاگ : kiten .persianblog.ir

[ سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

اگر آيينه خواهي كه ببيني رخ خلق را.....علي را بنگر تا كه خدا را بشناسي

ديروز پيامكي برام اومد كوتاه ولي زيبا .... آنان كه علي را خدا پندارند.... كفرش به كنار، عجب خدايي دارند

آري در وصف شاه مردان زبان قاصر است تا چيزي بنويسد وچيزي بگويد فقط تبريك و شاد باش براي تسكين دل خودمان عيدتان مبارك

[ یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸ ] [ ٧:٥٧ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

اين روزها درآشفته بازار سياسي جامعه و در هنگامه بحث ها و بگومگوهائي كه نقل بسياري از مجالس است مسائلي رد و بدل مي شود كه مكرر سخن نغز مولا اميرالمؤمنين(ع) (كلمه الحق يراد بهاالباطل) را تداعي مي كند و مصداقي بر كلمه حقي است كه از آن اراده باطل شده است. چندي پيش عده اي از افراد موجه كه در سلك متدينين بودند و سنگ انقلاب و نظام را نيز به سينه مي زدند در دفاع از جريان موسوم به موج سبز با چهره اي حق بجانب به حمايت از امام خميني(ره) و بيت و ياران او برخاسته و گفتند: «چه كسي باور مي كرد كه پس از گذشت دو دهه از رحلت امام(ره) اينگونه نزديكان و همراهان و ياران ايشان مورد بي مهري و تعرض قرار بگيرند و...»
اين آقايان كه سرخورده از ناكامي جريان يادشده هستند، با بستن چشم به روي بسياري از حقايق و زير چتر دفاع از امام و ياران ايشان به مظلوم نمايي روآورده بگونه اي سخن مي گويند كه گويا نظام بدهكار آنها است و بايد در ازاء آشوبهايي كه براه انداختند امتيازي هم به آنها بدهد!
به اينان بايد گفت: حمايت و دلسوزي شما نسبت به حضرت امام(ره) و ياران او كلمه حقي است كه از آن اراده باطل كرده ايد. و اينك تفصيل اين اجمال:
1- ترديدي نيست كه امام خميني(ره) يگانه دوران بود و مادر گيتي بعد از معصومين(ع) همچون او نزائيد و تاريخ بعد از معصومين(ع) فردي را به جامعيت او به خود نديد. رهبري انقلاب اسلامي، تشكيل نظام مقدس جمهوري اسلامي و بسترسازي براي ايجاد تحول در نظام سياسي و فرهنگي جهان ازدست آوردهاي زندگي پربار آن حضرت بود كه بحمدا... روندي روبه جلو و در حال گسترش دارد.
افراد زيادي امام را در اين راه ياري كردند و مي كنند كه از آنها به ياران امام تعبير مي شود بسياري از اين ياران تاكنون يا به شهادت رسيده اند و يا به رحمت الهي رفته اند (رضوان الله تعالي عليهم) و بسياري از آنها نيز در رأس و بدنه نظام مشغول خدمت و پاسداري از آرمانهاي امام هستند (وفقهم الله تعالي). عده معدودي از آنها نيز متاسفانه با تغيير موضع و بعضا با چرخشي 180 درجه اي از خط امام، راهي را پيشه كردند كه نتيجه آن تفرقه و تشتت در صفوف مردم و مسئولين بوده و هست. افرادي كه رهبري جرياني را بعهده گرفتند كه بعد از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري تقابل با نظام را در دستور كار خود قرار داده و هم سو با بيگانگان هر روز به بهانه اي غائله اي مي آفرينند، كه حساب آنها از ياران واقعي امام(ره) جدا است.
2- اكنون سخن بر اين است كه اگر نسبت به اين تعداد از به اصطلاح ياران امام(ره) بخاطر رويه تخريبي كه در پيش گرفته اند برخوردي صورت بگيرد آيا اين برخورد را مي شود بي حرمتي به ساحت امام(ره) تلقي كرد؟! آيا صرف اينكه افرادي پيشينه انقلابي دارند و از سابقه همراهي با امام(ره) در مقطعي برخوردارند كافي است تا در هر شرايطي و با هر جهت گيري از آنها حمايت شود؟! اگر چنين است تكليف اين سخن امام(ره) چه مي شود كه فرمود: «ملاك حال فعلي افراد است؟»
3- آنچه گفته شد، نه بدين معنا است كه امروز تعرضي نسبت به ساحت امام امت(ره) صورت نمي گيرد و دغدغه اي از اين جهت وجود ندارد. نه! از قضا يكي از نگرانيهاي ياران واقعي امام(ره) جفا و ستمي است كه امروز در حق آن حضرت روا داشته مي شود ولي اين جفا از جهت تعرض نسبت به ياران ايشان نيست بلكه آرمانهاي مقدس امام(ره) مورد تعرض قرار گرفته و مي گيرد، آنهم بيشتر از ناحيه همان افرادي كه زيرچتر دفاع از امام(ره) موضع گرفته و خود را پيرو خط امام(ره) مي دانند.
4- بي ترديد اصولي همچون «حاكميت ولايت فقيه» و «استكبارستيزي»، «قانون مداري» «حمايت از فلسطين»، «مقابله با اسراييل» و بسياري از اصول ديگر جزء ايده ها و آرمان هاي مقدس امام خميني(ره) بوده و ايشان همواره براي حفظ آنها سفارش نموده و براي بعد از خود نيز به آنها وصيت نموده است. ولي بايد اعتراف كرد كه اين آرمانها درجريان حوادث پس از انتخابات بصورت بي سابقه اي از ناحيه همان افراد مدعي خط امام(ره) مورد تعرض قرارگرفت. پيگيري روند حوادث يادشده و بررسي مواضع سران جريان حادثه ساز، نشان مي دهد كه اگر اينان به سفارش امام امت(ره) كه فرمود: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت آسيبي نرسد» سخن رهبري را فصل الخطاب قرار مي دادند و اگر قضاوت قانون و مراجع قانوني را گردن مي نهادند آن همه حوادث سهمگين رخ نمي داد و از نظامي كه خون بها شهيدان است هتك حيثيت نمي شد و در روزي كه به فرمان امام(ره) روز قدس شناخته شده و فرياد مرگ بر اسراييل در سراسر ميهن اسلامي طنين انداز است شعار «نه غزه نه لبنان» سر نمي دادند و در روز ملي مبارزه با استكبار بجاي شعار عليه آمريكا، اقتدار نظام جمهوري اسلامي را نشانه نمي رفتند. همه تلخكامي هاي اين ايام ريشه در بي اعتنايي به آرمانهاي امام داشته و از ناديده گرفتن راه وخط امام(ره) نشأت گرفته است.
5- بي شك تنها راه حفظ اقتدار نظام و عزت و سربلندي امت اسلامي برگشت به آرمانهاي امام امت(ره) و پايبندي عملي به اصولي است كه آن عزيز سفركرده ترسيم نمودند. در اين بين اهتمام به اصل ولايت فقيه و تن دادن به ولايت ولي امر مسلمين از اهميت بيشتري برخوردار است زيرا در پرتو اعمال اين ولايت است كه زمينه تحقق اصول ديگر هم فراهم مي شود.
اين مهم يك عزم ملي و همگاني را مي طلبد، همه بايد خودرا دراين عرصه متعهد و پايبند ببينند. قهراً آنها كه پيشينه خدمت در زمان حضرت امام(ره) را دارند و منتسب به خط و راه امامند سزاوارترند. چنين رويكردي هم به نفع خود آنها و هم به نفع جامعه و نظام اسلامي است

محمد حسين عبدالحميدي.

[ چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸ ] [ ٧:۳۸ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

تمام شهر از اين قصه باخبر شده است
كه يك كبوتر بي چاره دربه در شده است
چه قدر خاطره از آشيانه ات دارم
چه روزهاي سياهي كه بي تو سر شده است
هزار سال جدايي زمان كوتاهي ست؟
گمان كنم كه دعا نيز بي اثر شده است
خودم درست نمي دانم اين چه تقديري ست
تمام هستي پرهاي من سفر شده است
از آن زمان كه پريدي، هر آن چه مي گذرد
اميد مختصر و گريه بيشتر شده است
تو نيستي كه ببيني پرنده اي عاشق
اسير شايد و مشتي اگر مگر شده است

بابك دولتي

[ دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸ ] [ ٦:٢٦ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

روز اوّلي كه با هم رفتيم پارك قدم بزنيم، تو راهت را كج كردي طرف برگهايي كه از ترس باد، خشك و تلنبار شده بودند يك طرف راه. محكم پايت را مي كوبيدي روي برگها كه از خش خش آن لذت ببري. گفتم: «نكن! چ ندشم مي شه». بلند گفتم. جوري كه صدايم لاي خش خش برگها گم نشود. بلندتر داد زدي: «مي شنوي صداشو چقدر قشنگه؟!» و خنديدي. دنبالت نيامدم. نشستم روي نيمكت. آمدي كنارم نشستي بي آنكه بفهمم.
پرسيدي: «چته؟» و تا شب همين را تكرار كردي تا به من بفهماني كه حالم برايت مهم است.
گفتم: « پاييز ديوونه ام مي كنه».
يك سال زندگي مشترك، فرصت مناسبي بود كه بفهمي من يك آدم عصبي و خود خواه نيستم كه در پاييز حالي به حالي مي شود. كه در بهار ذوق ادبيش شكوفه مي كند. در تابستان به ياد محبت بي دريغت زندگي مي كند و در زمستان فقط با تو گرم مي گيرد. بايد مي فهميدي كه پاييز ديوانه ام مي كند. طوري كه تو يكريز سوال كني: «چته؟»
باور نمي كني نكن ولي هر برگي كه مي خواهد از شاخه جدا شود مثل اين است كه پوست مرا مي كنند. همين طور كه بين زمين و آسمان مي رقصد و چرخ زنان مي آيد پايين، انگار از يك بلندي پرت شده ام ته دره وقتي مي افتد زمين، من دردم مي گيرد. وقتي زير پاي تو و بقيه آدم ها خرد مي شود و خش خش مي كند، صداي خردشدن استخوان هايم را مي شنوم. همه اينها كه براي تو لذت بخش است، براي من يك كابوس است يك كابوس زنده كه هر لحظه تكرار
مي شود. سه ماه تمام. باز بگو چرا بهانه گير مي شوم اين وقت سال. نيستم، نبودم. پدرم هم نبود. باور كن نبود. پاييز به آن حال و روزش انداخت. كسي هم واقعاً نفهميد دردش چيست. غير از من. چون اين درد را از او به ارث برده ام. درد من، اگر هم مثل پدرم نباشد، چيزي است شبيه همان.

[ سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک