دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

ابری نیست .
بادی نیست.
می نشینم لب حوض:
گردش ماهی ها ، روشنی ، من ، گل ، آب.
پاکی خوشه زیست.
مادرم ریحان می چیند.
نان و ریحان و پنیر ، آسمانی بی ابر ، اطلسی هایی تر.
رستگاری نزدیک : لای گل های حیاط.
نور در کاسه مس ، چه نوازش ها می ریزد!
نردبان از سر دیوار بلند ، صبح را روی زمین می آرد.
پشت لبخندی پنهان هر چیز.
روزنی دارد دیوار زمان ، که از آن ، چهره من پیداست.
چیزهایی هست ، که نمی دانم.
می دانم ، سبزه ای را بکنم خواهم مرد.
می روم بالا تا اوج ، من پرواز بال و پرم.
راه می بینم در ظلمت ، من پرواز فانوسم.
من پرواز نورم و شن
و پر از دار و درخت.
پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج.
پرم از سایه برگی در آب:
چه درونم تنهاست.

سهراب سپهری

[ دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]


قال الامام العسکری(ع): ان الوصول الی الله سفر لایدرک الابامتطاء اللیل.
امام حسن عسکری(ع) فرمود: وصال خداوند سفری است که جز با مرکب شب زنده داری به دست نمی آید. (1)

1-بحارالانوار، ج 78، ص 379

[ یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]


خانه ما حیاط داشت. درخت انار داشت. باغچه هایی داشت پر از گل های رنگارنگ. می شد در آن دوچرخه راند... بدمینتون بازی کرد و خرس وسطی و گرگم به هوا...
در خانه ها خبری از رایانه نبود. در شب های سرد پائیز و زمستان سرگرمی هایمان منچ بود و مار و پله که پدربزرگ و مادربزرگ ها هم با ما هم نشین می شدند و بازی می کردند.
در آن روزها خبری از رایانه ای نبود. خبری از 2011pes یا call ofdaty نبود. در حیاطمان فوتبال بازی می کردیم. فوتبال واقعی نه فوتبال مجازی، در آن روزها پدر و مادرها نگران ضعیف شدن چشم و چاق شدن ما نبودند.

کریمی

[ سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک