دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

«در آن زمان امام قم تشریف داشتند و دولت موقت پنجشنبه ها برای گزارش به قم می رفت. نخست وزیر و تقریباً تمام وزرا می رفتند. دکتر چمران معمولاً بهانه ای می آورد و نمی رفت. جمع بندی من این بود که این تکبر است که دکتر پیش امام نمی رود. گفتم: "چرا نمی روید؟" چشمانش یک نفوذ خاصی داشت. یکدفعه مچ دستم را گرفت به صورتی که من جا خوردم، به عکس امام که در اتاقش بود اشاره کرد و با یک تغیّری گفت: ببین عزیز، شما که شب می خوابید من با این عکس، گاه ساعت ها عشقبازی می کنم. امام معشوق من است.

گفتم: پس لازم است پیش امام بروید.

گفت: نه، من حاضر نیستم همراه این‌ها ولو به دیدن معشوقم بروم. »

(مستند سردار عشق، روایت فتح)

[ شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو

هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
"خانه دوست کجاست؟ "

فریدون مشیری

[ پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک