دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

حرف بر سر  قطعه خاکی به مساحت 365 کیلومتر مربع به طول 45 و عرض 6 تا 11 کیلومتر نیست که مگر نه این که پیشوای مکتب جعفری هم برای تعیین حدود فدک و بازپس گرفتنش تمام مرزهای جغرافیای اسلامی را مشخص کردند و خواستار تمامیت آن، با هم شدند! حرف بر سوار نوار باریکی است که در فاصله ای نه چندان دور از مکانی مقدس به قدمت قبله گاه مشترک همه سرسپردگان به رسول آخرینش؛ جا خوش کرده است و این روزها بیش از همیشه قلب محق خواستاران اسلامی اش را با سرخ تر شدن رنگش به درد آورده است؛ حکما می دانی که سال های دوری ست که این محدوده پردار و درخت جز سرخی خون به بار ننشسته است؛ پاره تن مکتب است و این سرخی مکررش غیور آفرین، زایشی به فاصله ای تا سرزمین آسمانی خودمان؛ خاصه اگر هم که بدانی این تنها تاریخ نبوده است که بر این قطعه خاک پر حماسه و پر حلم و الم، تاثیر گذاشته که او نیز بر تاریخ تاثیرگذار بوده و حوادث بزرگی را پشت سر گذاشته است.

این شهر  همان است که فارس ها «هازاتو» مصری ها «غازاتو» و یهودیان «غزه» می گویندش و مهمتر از همه این نام های نه چندان آشنای من و تو. «غزه هاشم»ی است که اعراب صدایش می کنند چرا که این شهر غزه هاشم است که جد رسول  اشداء علی الکفار و رحماء بینهمای تمامی مان در آن دفن شده است. اگر چه چشم رذالت پیشه صهیون ها تنها بر خاک مقدس این قطعه باریک به خون خواری ننشسته است که با وجود آب های زیرزمینی پربرکت این منطقه، اشغال گران انسانیت و شرافت، به این رحمت الهی هم رحم نکرده و آب شرب آن را به ساکنین و صاحبان اصلی اش می فروشند! و البته که زیاد هم جای تعجب ندارد وقتی می فهمی که اخیرا با چاه های عمیق در نزدیکی مرزهای نوارغزه جلوی حرکت این آبها را گرفته اند و در مناطقی که آب های زیرزمینی فراوان تری دارد اقدام به تاسیس شهرک ها کرده اند!

هرازگاهی هم که خوی حیوانیت شان حتی با اعمال چنین وقاحت هایی ارضاء نمی شود از همین آب و قطع آن برای فشار بیشتر بر مظلومیت غزه استفاده می کنند همچنان که با به دست گرفتن کنترل برق شهر علاوه بر هجمه  سیاه حضورشان تاریکی را هم مهمان ناخوانده مسلمین می کنند و چه فایده از زیاده گویی های این چنین من و تو که این روزها حالا غزه و جغرافیا و زیستنش را حتی بلاد غریب با اسلام و مسلمینش هم خیلی خوب میشناسند... و چه اندیشه حماقت باری است اگر که گمان برده شود غزه و خان یونس و رفح و دیرالبلح با تمامی یک میلیون و 400 هزارنفری که در آن می زیند با باران گلوله و تلی از سر و پیکرهای به لقاءالله رسیده اش به «ظالمان اسلحه به  دستش» می رسد که حقیقت «فان حزب الله  هم الغالبون» را حالا تنها پیروان مصحف شریف و کریمه نمی دانند! کافیست به روزهای نه چندان دوری برگردیم که مغلوبین یک کارزار 33 روزه هم آن را تجربه کرده اند و انگار کن که متجاوزین به سرزمین  های ساکنین مکتب کامل ارض و سماء، محکوم به تکرار تجربه تلخ دیگری باید شوند تا به حقیقت «پیروزی همیشگی حق»  برسند اگرچه این  حکم فتح اللهی با خون بی گناه ما محقق شود که این نیز آرمان والای زیستن ماست؛ می دانی که درعالم رازی ست که جز با خون فاش نخواهدشد... و حالا اگر هزار وچهارصد و اندی هم از تعیین مرزهای جغرافیای اسلامی بگذرد باز هم ذره ای از آرزوی خواندن نماز وحدت ما در مسجدالاقصی، تکه ای  از فدک به ارث رسیده مان کم نخواهدشد به یقین!

[ سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧ ] [ ٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک