دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

تا به هنگام دیدن رخسار زیبایت به انتظار می نشینم، تا به لذت دیدار چشمانت ز خود بی خود شوم و از نگاه پاک تو آرامش بگیرم. پس کی می آیی. تا روح بی تاب و ملتهب و جسم بی قرار و در عذابم را آرام کنی؟ در انتظارت می مانم تا بیایی تا، قلبم را انگیزه و شوق تپش بخشی.

پس کی می آیی،ای که ذکر نامت، آرام جانم است و فکر کردن به نگاهت چه آسوده مرا با خود به سفر عشق می برد و هیچ آموزگاری برای آموختن ترانه عشق بهتر و مناسب تر از صدای دلنشین تو نیست.

پس کجایی ای کسی که عطر نفست را از فاصله ها حس می کنم و نفس کشیدن برایم در هوایی که عطر نفس های تو نیست، سخت است. پس کی می آیی تو که گل های رز را از زیبایی بیان عشق سرخ ساخته ای و آتش آتشکده ی دلم از نیم نگاه تو به آسمان زبانه کشیده و قلبم را زمانی در میانه ی این آتش خواهی دید که نگاهت سرد شود و دلم را در آتش خودش بسوزانی.

منتظرت می مانم تا بیایی، تا مرا محکوم به حبس ابد در قلبت کنی تا دیواره های اتاق غم مرا به خرابه ای تبدیل کنی و به انتظارت می مانم تا در این دریای تک صدفی مروارید عشقم را بیابم آری، مروارید عشق من تویی درست است خودت هستی. پس کی می آیی؟ بیا، بیا که دیگر طاقتی برای تحمل دوریت برایم نمانده است.

یلدا خداداد خامنه 16سال

[ شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک