دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

پروردگارا! تو با اشک های آسمانت و خشم آتش فشانت و لبخند غنچه  گل هایت و نوازش موج دریاهایت و بوسه پنهانی بادها بر گونه چمن زارها و نگاه زیبای ستاره ها بر تن لخت کویرهایت، قانون زیبا و ناب عشق را به من آموختی. آموختی که چگونه دوست بدارم آنچه را که ارزش عشق ورزیدن  دارد. و تو عشق را به قطره قطره خون، در رگ هایم آموختی و یادم دادی که چگونه در قلبم به جست و جوی احساس های واقعی ام بپردازم.

خداوندا! سپاسگزارم. سپاسگزارم که این چنین قلب و چشم و فکرم را پرورش دادی و کنترل کردی، چرا که اگر به حال خود می گذاشتی، قلبم بی اختیار برای هرچیز بی ارزش می لرزید و چشمانم هرکس و هرچیز ناچیز بی ارزش را با یک موج نگاه می کرد و دیگر قدرت درک خوب و بد را نداشت و فکرم نیز به سوی هر موضوع بی اهمیت کشیده می شد.

خدایا! سپاسگزارم که حمید عشق را درقلبم خانه دادی و در بازی عشق همان عشق حقیقی که تو هم ناظر آن هستی به من عطا کردی.

پروردگارا! دیروز دیدمت. آری باورکن دیدمت. در آینه ای دیدمت آینه ای که جلوی آن هیچ چیز جز عشق نبود و تو درکنار عشق من درقلبم می درخشیدی و لبخند را به نشانه پاکی  عشقم بر لبانت نشاندی و قلب مرا حمید عشق ساختی. بازهم منتظرت خواهم ماند تا بازهم برایم از عشق بگویی...

یلدا خدادا

[ شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ٩:٥٩ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک