دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

 

   

قدیمتر ها توی مشهد کلمه ی مشتلق خیلی رایج بود. وقتی کسی خبر خوبی می داد، تقاضای مشتلق می کرد. معنایش را نمی دانستم. دهخدا رابررسی کردم دیدم که لغت ترکی است. و جمع بین مژده و لیق است.که لیق به معنای ارزش است. چند سالی است که شنیده ام در بعضی مساجد تهران شب اول ماه ربیع مراسم مشتلق برگزار می شود. حتما این موضوع سابقه ی دینی ندارد ولی کار خوش ذوقانه ای است. به پیامبر برای پایان یافتن ماه محرم و صفر که ماه های عزاداری است، تبریک میگویند. آخر شب پشت در بعضی مساجد جمع می شوند و شکلات و شیرینی و گل می آورند و به پیغمبر برای پایان عزاداری ها و شروع ایام خوشحالی تبریک می گویند و حاجات خود را به عنوان مشتلق از پیامبر طلب می کنند. با اینکه نسل در نسل خانواده ی ما آخوند بوده اند اما از این مراسم " تهرانی" خبر نداشتم و به همین دلیل میگویم که سابقه ی دینی ندارد اما از همان وقت که این مراسم را در تهران دیدم، نسبت به این کار یک جورائی احساس خوبی داشتم. دلیلش هم این بود که معتقدم دین نباید همیشه وقت عزا و غم حاضر باشد. هر چه خوشی و لذت و صمیمیت و دوستی بنام دین رواج پیدا کند، زیباست. به خصوص که جامعه ی جوان دینی ما خیلی نیاز دارد که بنام دین هم شادی کند. خدا عزاداری ها را قبول کند و حاجت همه شان را که بنام دین شادی می پراکنند، به خاطر این مشتلق قشنگ  برآورده کند. خدائی که من میشناسم آغوشش را همیشه برای دل های شاد و پر محبت بیشتر باز نگه می دارد. محمد علی ابطحی

[ جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ٧:٥٢ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک