دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

چک چک! باران به پنجره می زند. من از خلسه ای دور و دراز بیرون می  آیم. چشمهایم را به باران می دوزم. انتهای قلبم، همانجایی که گریه هایم را پنهان می کنم. حسی رسوب می کند؛ حسی شبیه دلتنگی. فکر می کنم به مزه ی گس این احساس تازه. خنده ام تلخ می شود بر لبانم. دلتنگی... چه حس عجیبی! به گمانم لبخندهای تو این بلا را سرم آورده اند!

دلم هم گرفته و هم تنگ شده؛ هم خسته. دلم دورتر از خودم از لحظه هایم جا ماند. یک جایی در برهوتی سبز، پیش از رسیدن خودم فراموش شد. همان برهوتی که من بودم و تو. من از برهوت بیرون آمدم تو اما ماندی و قلبم لابد بهانه کرده بود و من هم کنار تو جا گذاشتم اش! روزهایم هنوز بوی آبان می دهند و رنگ های نارنجی و زرد در دلم وسوسه ای عجیب راه می اندازند. وسوسه ای به نام پائیز، به نام تو.

یاسمن رضائیان

[ شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک