دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

 

به گزارش خبرنگار فارس، کنفرانس خبری کتاب «بابانظر»، درباره محمد‌حسن نظر‌نژاد، تولید دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، با حضور مرتضی سرهنگی (مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری)، احمد دهقان (ویراستار این اثر) و حسین بیضایی (مصاحبه‌کننده) صبح امروز در حوزه هنری برگزار شد.


*
بیضایی: «بابانظر» حاصل گفت و شنود 36 ساعته با اوست

به گزارش خبرنگار فارس، در ابتدای این کنفرانس حسین بیضائی در مورد تهیه و تدوین این کتاب گفت: شاید این مرد (محمد‌حسن نظر‌نژاد) در میان همه کسانی که جنگ هشت ساله را تجربه کرده‌اند یک استثنا باشد.
وی افزود: او برای اولین بار سال 1358 به کردستان رفت تا آتشی که دست غریبه‌ها آن را روشن کرده بود، خاموش کند. هفده سال بعد یعنی در سال 1375 برای آخرین بار به کردستان رفت تا آغاز و پایان دفتر زندگی‌اش در کوه‌ها و قله‌ها نوشته شود.
بیضایی افزود: آن روزها او یک داوطلب ساده اما نترس و فهیم بود که به همه زیبایی این آب و خاک دلبسته بود.
وی بیان کرد: در سال‌های جنگ او به قائم‌مقامی فرماندهی لشکر هم رسید. لشکری که بچه‌های خراسان بیرق آن را بالا برده بودند.
وی تصریح کرد: جنگ، محمد‌حسن نظر‌نژاد را «بابانظر» کرد. مانند پدری سایه‌اش روی سنگرها و خاکریزها بود و خراسانی‌ها طعم شجاعت و تدبیر او را در شب‌ها و روزهای عملیات برای همیشه در کام دل شان نگه خواهند داشت.
وی بیان کرد: «بابانظر» بیش از 140 ماه در مناطق جنگی بود. در بستان چشم و گوش چپ خود را از دست داد. در فکه کمرش شکست. در فاو قفسه سینه‌اش شکافت، گازهای شیمیایی به ریه‌هایش رسید و ... وقتی جنگ تمام شد، 160 ترکش به بدن او خورده بود که تنها 57 ترکش از سر تا پایش بیرون زد اما 103 ترکش همچنان در پیکر قوی و نیرومند او که روزی از پهلوانان خراسان بود، به یادگار ماند. آن روزه برایش 95 درصد مجروحیت نوشتند.
بیضایی افزود: در این کتاب «بابانظر» با دو نام آشنا می‌شویم: شریفی و ابراهیمی. این دو سال‌ها شانه به شانه بابانظر جنگیده بودند که در عملیات کربلای پنج به شهادت رسیدند. همه خاطرات آن روزها در کتاب آمده که می‌خوانید.
وی ادامه داد: آن دو را در بهشت رضا علیه‌السلام به خاک می‌سپارند؛ اما یک قبر بین آن دو خالی می‌ماند و هیچ کس دلیلی برای آن نمی‌یابد.
وی تصریح کرد: سال‌ها پس از پایان جنگ، این بار سردار محمد‌حسین نظر‌نژاد به عنوان مسئول عملیات لشکر 5 نصر خراسان راهی کردستان می‌شود تا از واحد‌های لشکر بازدید کند.
مصاحبه کننده این اثر ادامه داد: آن روز، روز هفتم مرداد ماه 1375 بود که به ارتفاعات کفارستان می‌رسند. در دل همان کوه‌ها و قله‌ها که روزی جوانی او را دیده بودند، به خاطر کمبود فشار هوا دچار تنگی نفس می‌شود. او را برای مداوا به مقرهای پایین دست می‌رسانند اما دیگر دیر شده بود.
وی گفت: بابانظر پس از گذشت ده سال، در قبر خالی بین دو دوست زمانی جنگش، شریفی و ابراهیمی آرام می‌گیرد و معمای خالی ماندن آن فاش می‌شود.
بیضایی در مورد این کتاب گفت: کتاب خاطرات «بابانظر» حاصل گفت و شنود 36 ساعته با اوست. همه مصاحبه‌ها در سال 1374 و اوایل 1375 ضبط ویدیویی شده که از سرنوشت این فیلم‌ها خبری در دست نیست.
وی افزود: کلمه‌ها و جمله‌های این مصاحبه‌ها پس از ضبط، روی کاغذ‌های سفید آمدند و ماندند.
بیضایی اضافه کرد: مصطفی رحیمی زحمت تدوین این کتاب را کشیده، همه پانوشت‌ها که از متن خاطرات به پایین صفحه‌ها آمده، گفته‌های خود بابانظر است. احمد دهقان هم ویرایش متن را برعهده گرفت.
امروز، این مرد، این پهلوان با آن همه زخم و درد و جانفشانی در گمنامی هم یک استثنا است.


 

* سرهنگی: این کتاب نمونه خواندنی از خاطرات افراد معمولی در جنگ است

در ادامه مرتضی سرهنگی در مورد روند تولید این کتاب گفت: کتاب را دوبار کامل خواندم و آنچه در اولین مرحله به نظر می‌رسد که از ویژگی‌های این کتاب است حرف‌های یک فرد کاملا معمولی است.
سرهنگی گفت: درست هم همین است چرا که جنگ‌های دفاعی همچون جنگ ما ذاتشان مردمی است و مردم عادی پیش از ارتش رسمی با متجاوز درگیر می‌شوند.
مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری افزود: این کتاب نمونه خواندنی از خاطرات افراد معمولی در جنگ است که کوره جنگ، نبوغ و اراده این افراد را به کار گرفته است.
وی تصریح کرد: می‌توان از کتاب «بابانظر» این نتیجه را گرفت که استان خراسان که دارای 4 لشکر است، گنجینه عمده‌ای در این استان بزرگ وجود دارد که یک بخشی از این گنجینه توسط کنگره سرداران خراسان خود را نشان داد.
وی افزود: این کتاب «بابانظر» گوشه‌های نشان داده شده را تصحیح کرد چرا که نشان داد که زیر این خاک چه انرژی و استعدادی از ادبیات جنگ خفته است.
سرهنگی اضافه کرد: آنچه در کار بارز است اینکه یک همدلی بین راوی و مصاحبه کننده در این متن وجود دارد.
وی با اشاره به تاریخ شفاهی بیان کرد: در تاریخ شفاهی مصاحبه‌گر و مصاحبه شونده با یکدیگر را دوست داشته باشند یعنی وقتی این اتفاق رخ دهد مصاحبه‌گر باید با راوی همدلی کند.
وی افزود: شاه‌کلید تاریخ شفاهی مصاحبه است. اگر بیضایی مصاحبه را ناقص‌ رها می‌کرد هیچ کس نمی‌توانست برای تدوین یا ویرایش این کار هیچ کمکی کند.
وی بیان کرد: به نظر من بیضایی و شهید نظر‌نژاد یکدیگر را در این مجموعه به خوبی درک کرده‌اند.
وی افزود: سخن‌ها در این کار روان، ساده است و باید اینگونه باشد چرا که خاطرات جنگ را سرباز می‌نگارد و نه ادیب و مورخ.
مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری گفت: زبان در خاطرات جنگ «زبانی ساده» است.
وی با اشاره به رازگشایی در این اثر گفت: خاطرات جنگ حسنی دارد سوای محاسن دیگر، اینکه فضا را برای ما روشن می‌کند.
وی گفت: ما در آن فضا نبوده و ندیدیم اما آن خاطرات می‌گوید در آن روزها چه بوده و چه گذشته است.
سرهنگی گفت: این گونه خاطرات شفاهی همسو با اسناد برای جنگ است.
وی افزود: چیزی که در این کتاب بیضایی انجام داده و جزء استوانه‌ها و ارکان تاریخ شفاهی محسوب می‌شود: «مهارت گوش دادن» است.
سرهنگی تصریح کرد: مصاحبه‌ کننده باید بیاموزد تا خوب گوش کند و تحلیل بنده آن است که این اتفاق در این اثر رخ داده است و بر این اساس ما در کتاب با ابهام کمی رو به رو هستیم.
وی افزود: سال 69 کتابی با عنوان «گزارش یک بازجویی» منتشر شد. که این بازجویی از یک سرهنگ عراقی بود که بازجوی این سرهنگ روند بازجویی را به عنوان کتاب منتشر کرده است.
سرهنگی بیان کرد: این کتاب به نویسندگی مرتضی بشیری منتشر شده که خاطرات جشن امیر یک سرهنگ عراقی است.
مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری گفت: اتفاق و رمز‌گشایی جالب اینکه پس از چندین سال در کتاب بابانظر مشخص می‌شود که جیش امیر را بابانظر گرفته است.
وی گفت: این کتاب را فردی در تهران نوشته در صورتی که جیش امیر را فردی از خراسان به اسارت در آورده است و از خراسان تا تهران این دو اثر به یکدیگر ملحق می‌شود.
وی افزود: رازگشایی که گفته شد اینجاست که پس از 18 سال مشخص شد اسیر کتاب «گزارش یک بازجویی» جش امیر توسط راوی کتاب «بابانظر» یعنی محمد‌حسن نظر‌نژاد به اسارت در آمده است.


* دهقان: «بابانظر» کتاب کاملی است در عرصه خاطرات

در ادامه احمد دهقان (ویراستار) در مورد این اثر گفت: خاطرات جنگ و خاطره‌نویسی در ایران پس از انقلاب و جنگ خاطره‌نویسی متحول شد.
دهقان افزود: خاطرات از میان گروه‌های خاص جامعه وارد قشر عمومی مردم شد و مردم عموی کوچه و بازار شروع به نگارش خاطرات خود کردند.
این نویسنده افزود: اگر سیر خاطره نویسی در کشور را بنگریم می‌بینیم که کالا این وجه نمایان است و می‌توان ان را دید.
دهقان افزود: یکی از آثاری را که می‌توان روی آن انگشت گذاشت خاطرات «بابانظر» است. بابانظر به عنوان فرمانده جنگ به بازگویی خاطرات خود پرداخته است.
وی گفت: ما در زمان گذشته خاطرات فرماندهان ایرانی را زیاد داشته‌ایم. فرماندهانی که در طول اشغال ایران فرماندهی می‌کردند یا حضور داشتند.
وی گفت: با اینکه ما جنگ گسترده خارجی را نداشتیم اما درگیری‌هایی بوده که خاطرات آنها شان کتاب شدن را داشته باشد. اما بابانظر فردی بود که از میان کوچه و بازار وارد جنگ شد.
دهقان تصریح کرد: هر کدام از کتاب‌های خاطرات که منتشر می‌شود پازلی از جنگی است که ما در آن حضور داشته‌ایم و آن را دیدیم و قطعات گمشده جنگ را به ما می‌نمایاند.
دهقان اضافه کرد: کتاب «بابانظر» به لحاظ مردم شناختی اثری خوب است که می‌تواند حضور مردمی و فرهنگ و اداب و رسوم و زندگی فردی که در جنگ حضور داشته را دید.
این نویسنده گفت: کتاب «بابانظر»، کتاب کاملی است در عرصه خاطرات که می‌توان تمام زندگی فرد را در آن دید.
وی ادامه داد: وظیفه ویراش برعهده من بود و تمام هم و غم بنده این بود که این کتاب به همان صورتی که هست ویرایش شود تا به اصل اثر لطمه‌ای وارد نشود.
وی بیان کرد: «بابانظر» یکی از کتاب‌های ماندگار عرصه تاریخ‌نویسی و تاریخ شفاهی جنگ‌ها است که احتمالا پس از انتشار و دیده شدن حرف‌های زیادی در مورد آن خواهیم شنید.

[ دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ۳:٠٧ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک