دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

 

حس خوبی دارم. حس می کنم بارون باز با ترانه یا حتی بی ترانه رو قلبم می ریزه. شبایی رو یادم می یاد که زیر چتری بودم واسه بارون تو، برات ترانه ی عشق می خوندم و تو صدامو خیلی خوب می شنیدی. درسته که به ظاهر چتر به دستم و منتظر بند اومدن بارون، بارونی که صداش صدای ترانه ست. اما این دل، دلش نمی خواد حتی، فقط یک لحظه صدای ترانه ات قطع بشه. حس می کنم خیلی نزدیکی. انگار همین دور و برایی. بریز بارونتو. بریز، با ترانه بریز. بریز که هنوزم عاشقتم، فقط عاشق تو. تو که خیلی نزدیکی. همین دور و اطراف. آره همین جاها!
زهرا کریمی (باران)/ تهران

[ شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ٤:۱٠ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک