دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

 

به هنگام سحر به یاد تو بر دلم نهر زلال عشق جاری می کنم و از چشمه پاک محبتت سیراب می شوم و ذره ذره وجودم را وقف اندیشیدن به تو می کنم. و نگاهت را در اذان دل فریاد می زنم و می گویم مرا از اسارت خویشتن نجات ده.
و با دستی پر از گل های نیاز به سوی تو می آیم و تو با خورشیدی از مهربانی بر تن سرد من پرتوافکن می شوی و من کنار سجاده دلدادگی هایم با عطر یاس هایی که تو آوردی مدهوش می شوم و ذکرهایم را با لب های رازقی و صدای پای ابرها برایت می گویم.
از کمی دورتر طنین دل نوازی به گوش می رسد گویی کسانی دیگر هم وجودت را طلب می کنند اما...اما... نرو بگذار من رازهای دلم را برایت بگویم، تا کنارم هستی بگویم، که اگر دور شوی در هر لحظه اشک های قناری را روی گونه هایم بوسه می زنم، ناگاه صدای اذان سحری مرا به خود می آورد که هی، هنگام خور و خواب تمام شده با نماز صبح وجودت را عطرآگین کن
.

[ شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک