دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

روزها، روزهاي سرد زمستان است، برگ ها مرده اند. درختان خوابيده اند، آسمان گريه مي كند، درياها يخ زده اند، زمين زير توده اي از برف دلتنگ است. پنجره خانه هايمان بسته و آتش روشن است.

اما بازهم بهاري در راه است...؛ بلي به درستي كه پس از هر سختي آساني است.

امروز كه در دل دوگانگي ها و وارونگي ها گم شده ايم و حرف جاي عمل را گرفته و شعارها براي گمراهي است قافله به گل نشسته عشق و محبت بشري به كجا مي رود؟ قافله اي كه قافله سالار خود را گم كرده است در پس حجابي بزرگ، قافله اي كه مردم آن نمي دانند راهزن ها در پوشش هم سفر قرار گرفته اند و در كنارشان غذا مي خورند، در روزگاري كه مردمانش رودي اند به آبشار پوچي.

پس كي اين زمستان سرد و طاقت فرسا پايان مي پذيرد تا درختان زيتون شكوفه دهند؟ كي اين هواي مه آلود و طوفاني پايان مي پذيرد و ابرهاي سياه تاريكي به زمين مي نشيند؟

كجا اين شب ظلماني و بي ستاره پايان مي پذيرد؟ كي مي آيد آن روزي كه زير درختان پربرگ سيب عطر بهار را استشمام كنيم؟ كي مي آيد آن روزي كه زير باران رحمت الهي و فارغ از برگ ريزان پائيز شعر باز باران بخوانيم؟ و كي مي آيد آن كسي كه ما را از اين كابوس بيدار كند و جرعه اي آب به دستمان دهد؟ آن شمس الشموسي كه مي تابد ولي دلمان به هوس خواب پشت به نورش كرده.

اما نگران نباشيد، اندكي صبر سحر نزديك است...

[ شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک