دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ


به دنبال خودم مي گردم اينجا
شلمچه ابتداي سرنوشتم
همين جايي كه روي تكه اي ابر
برايت نامه هايي مي نوشتم
¤
نوشتم سالمم، خوبم، عزيزم
نوشتم عشقبازان را دعا كن
نوشتم عاشقي رسمي قشنگ است
مرا با عشق و مستي آشنا كن
¤
زدم زنگ و به تو گفتم: شلمچه
شهيد آباد روي اين زمين است
پر از شادي پر از شوق شهادت
جهان انگشتر و اينجا نگين است
¤
در اين تفديده خاك زير خورشيد
شنيدم بارها بوي بلا را
شهيدانش برايم زنده كردند
به جانبازي هواي نينوا را
¤
شلمچه خاكريزي تا بهشت است
همين جا بي برادر كرد ما را
بيا پيشم نشين تا بازگويم
برايت شمه اي از ماجرا را
¤
همين جا رفت از دستم برادر
برادر! بي برادر شد اميرت
بگويم غصه ي دنياي دون را
كه گردد در قيامت دستگيرت
¤
چه جنگي؛ جنگ هفتاد و دو ملت
همه با ملت مظلوم ايران
سلاح دشمن دون بود بسيار
و ايراني سلاحش بود ايمان
¤
به تير و تركش و خمپاره بستند
برادرهاي ما را اي برادر
هوا ابري زمين هنگامه اي بود
چو بمب شميايي ريخت بر سر
¤
از آن سو تيرهاي دشمن دون
از اين سو خون زمين را رنگ مي كرد
اگرچه نابرابر بود جبهه
ولي نيروي ايمان جنگ مي كرد
¤
دوباره خون، خدا را ياوري كرد
و بر شمشير شد پيروز اين خون
در اين جنگ و جدال نابرابر
تمام بيدها گشتند مجنون
¤
خلاصه خون به شمشير است پيروز
هنوز اين رسم ديرين تازه باشد
هنوز اين شيوه ي بسيار زيبا
چنان روح خود دين تازه باشد
¤
لب از لب بازكن ما محرمانيم
بگو با نسل سوم هرچه ديدي؟
بگو در نيمه شبهايت شلمچه
ز ياران خميني چه شنيدي؟

امير عاملي

[ شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک