دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

1
شب فرو مي افتد
و من تازه مي شوم
از اشتياق بارش شبنم
نيلوفرانه
به آسمان دهان باز مي كنم
اي آفريننده شبنم و ابر
آيا تشنگي مرا پايان مي دهي؟
تقدير چيست؟
مي خواهم از تو سرشار باشم.
2
كنار شب مي ايستم
چشم بر شمد سورمه اي آسمان مي اندازم
ستاره ها
با نخ نور گلدوزي شده اند
و من مي شنوم زمزمه ي درختان را :
- چه ملايمت خنكي !
من آبستن يك شكوفه ام
كه همين تابستان گلابي مي شود.
كنار شب مي ايستم
شب از تو لبريز است
من در دو قدمي تو
در زندان فراق گرفتارم

زنده ياد سلمان هراتي

[ شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک