دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ


«اچ. ال. منچن» روزنامه نگار مشهور آمریکایی «خطرناک ترین فرد برای هر دولتی» را فردی می داند که «قادر است بدون توجه به تابوها و خط قرمزهای موجود بیندیشد. در این صورت بی تردید او به این نتیجه خواهد رسید که دولت آمریکا دروغگو، نادان و غیرقابل تحمل است.» او اگرچه بر عقاید خود پافشاری می کند، اما هم اکنون یک زندانی سیاسی است و دلیل زندانی شدنش عقاید شخصی اوست. مقامات آمریکایی تحمل هیچ گونه مخالفت با اقتدارشان را ندارند، مهم نیست که میزان این مخالفت چقدر باشد.
«مارک مائر» در کتاب خود با عنوان «رقابت برای حبس کردن» به مسئله زندانیان عقیدتی- سیاسی در آمریکا می پردازد که تنها به دلیل حمایت از عدالت اجتماعی، آزادی نژادی و برابری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کشوری که ادعا دارد «سرزمین آزادی» است، محبوس شده اند. در گزارشی که «کنفرانس ملی وکلای سیاهپوست» اخیرا به سازمان ملل متحد ارائه کرد، آمده است:
«دولت ایالات متحده از اینکه شهروندانش در مجامع بین المللی سؤالاتی درباره آزادی های فردی- اجتماعی مطرح کنند، به شدت نگران است چرا که آمریکا، به ویژه دولت اوباما، ترجیح می دهد ژست رهبری دنیای آزاد را بگیرد و ادعا کند هیچ گونه نقض حقوق بشر در خاک این کشور اتفاق نمی افتد، حتی یک مورد هم زندانی سیاسی در آمریکا وجود ندارد و ما می خواهیم دروغ بودن این ادعاها را ثابت کنیم.»
مقامات آمریکایی نمی خواهند این مسائل به گوش مردم جهان برسد. چطور ممکن است شما به عراق و افغانستان لشکرکشی کنید و به مردم این کشورها درباره «دموکراسی» بگوئید درحالی که خودتان افراد بیگناهی را 30 تا 40 سال به عنوان «زندانی سیاسی» دربند کرده اید... کسانی که علیه بی عدالتی اجتماعی، استعمار و امپریالیسم یا عقاید سیاسی خود محبوس شده اند.
البته آمریکا یک نگاه تجاری نیز به قضیه زندانی کردن شهروندان خود دارد.
روزنامه «وال استریت ژورنال» در این باره می نویسد: «این صنعت چندمیلیون دلاری برای خودش آگهی تبلیغاتی دارد، شرکت های معماری و ساختمان سازی دارد، در وال استریت کارگزاری بورس و سرمایه گذاری دارد... شرکت های لوله کشی، تأمین غذا، شرکت های امنیتی و... همه در این صنعت فعالند.»
هم اکنون نزدیک به 5/2 میلیون نفر در زندان های ایالتی و فدرال، در پادگان ها و پایگاه های نظامی زندانی اند و تعداد زیادی نیز توسط «اجرائیات فرهنگ مهاجرت» محبوس شده اند. نیمی از این زندانی ها به خاطر جرائم «غیرخشونت آمیز» دستگیر شده اند و آن گونه که بنیاد «حقیقت و عدالت» اعلام کرده است، بیش از 15درصد این افراد اساسا بی گناه و به اشتباه زندانی شده اند.
براساس گزارش «بیزینس آبزرور» زندانیان آمریکا کلاه فانسقه، جلیقه های ضدگلوله، کوله پشتی، پیراهن و شلوار و سایر لوازم نظامیان آمریکایی را از طریق «بیگاری» تولید می کنند.
کسانی که در زندان های کار آمریکا محبوسند، از سیاسی گرفته تا غیرسیاسی، دهه ها در شرایط سخت زندگی کرده اند، زیر شکنجه های غیرانسانی.
برخی از این زندانی ها تحت این شرایط می میرند. برخی سال ها در حبس انفرادی و وضعیت اسفبار بهداشتی زندگی می کنند و جلسات دادرسی سعی برای آزادی مشروط آنان با بی توجهی حقوقشان را پایمال می کند.
سرکوب سیاسی در آمریکا
از نظر دولت واشنگتن فعالان سیاسی از جمله کمونیست ها، فعالان ضدجنگ و فعالان مدنی، جنبش سرخ پوستان آمریکا، طرفداران محیط زیست، ملی گرایان پورتوریکو و دیگران که «اقتدار» دولت را به چالش کشیده اند، به دلیل تهدید کردن «آرامش داخلی» غیرقانونی و شایسته حبس اند. البته در این ایام دولت آنها را «تروریست» می خواند.
«توماس امرسون» استاد حقوق دانشگاه ییل در اعتراض به این سیاست کاخ سفید می گوید: «اف. بی. آی اصل آزادی بیان را که اساس جامعه ماست به خطر انداخته و دورنمای یک جامعه پلیسی را ترسیم کرده است. در حقیقت اف.بی.آی خود را ابزاری برای جلوگیری از تغییرات رادیکال در آمریکا می داند. این نگاه باعث شده است وظایف اف.بی.آی از «جمع آوری اطلاعات» به «جنگ سیاسی» تغییر یابد.
تعریف زندانی سیاسی
«لغت نامه آزاد» آنها را افرادی معرفی می کند که «به دلیل داشتن عقاید سیاسی مخالف... یا به دلیل داشتن، ابراز یا رفتاری براساس یک اعتقاد سیاسی خاص» دستگیر می شوند.
در دهه 1960 عفو بین الملل واژه «زندانی شعور» را ابداع کرد و منظورش هر کسی بود که به دلیل نژاد، مذهب، زبان، اعتقاد و شیوه زندگی دستگیر شده باشد.
«پیتربننسون» بنیانگذار عفو بین الملل در مقاله ای که با عنوان «زندانیان فراموش شده» در شماره 28 مه 1961 آبزرور لندن منتشر کرد این واژه را اینگونه تعریف کرد: «هر فردی که به دلیل ابراز هر عقیده ای که صادقانه بر آن باور دارد و از خشونت اجتناب می کند، در حبس فیزیکی قرار بگیرد.»
او ادامه داد: «شما روزنامه ها را باز کنید و بخوانید. بی تردید گزارشی را از نقطه ای از جهان خواهید خواند که فردی به دلیل مذهب یا عقیده اش که مخالف دولت است، زندانی، شکنجه و یا اعدام می شود. میلیون ها نفر در جهان مبتلا به این درد هستند و تعدادشان نیز درحال افزایش است. دلیل تاسیس عفو بین المللی همین امر است. این سازمان نتیجه ابتکاری از سوی گروهی از حقوقدانان، نویسندگان و ناشران در لندن است.»
از نظر تصور هواردزین «مخالفت» بالاترین نوع وطن پرستی است. در حقیقت اگر وطن پرستی به معنای وفادار بودن به اصولی است که کشور شما باید بر آنها استوار باشد، بنابراین حق مخالفت یکی از این اصول است. و اگر ما از حق مخالفت دفاع می کنیم، وطن پرستیم. یکی از بزرگترین اشتباهات درباره وطن پرستی آن است که آن را حمایت از دولت معنی کنیم... بدون توجه به اعلامیه استقلال آمریکا مبنی براینکه «وقتی دولت ها ویرانگر می شوند حق مردم است که آن را تغییر دهند یا نابود کنند».
حبس به عنوان یک ابزار کنترل اجتماعی
میلیون ها نفر از زندانیان به دلیل «جانی بودن» زندانی نشده اند، بلکه آنها متهم به تخفلی از قوانینی هستند که با اهداف افزایش کنترل اجتماعی و سرکوب دولتی وضع شده اند.
پلیس میلیتاریزه شده آمریکا وحشیانه با مردمش برخورد می کند و آنها را به جرم حمایت از صلح، نه جنگ، زندانی کرده است؛ به خاطر اینکه آنها علیه بی عدالتی شوریده اند، از آزادی دفاع می کنند، از برابری و حقوق بشر سخن می گویند.
در حکم 1986 «کوئین رابینسون» دادگاه تجدیدنظر آمریکا میان جرم سیاسی و دیگر جرایم تفکیک قائل شد: «حقیقت آن است که شورشیان به دنبال تغییر دولتشان هستند. بنابراین حمایت از تغییرات سیاسی و اجتماعی مجرمانه است.»
نظام قضایی آمریکا امروز از هر زمانی فاسدتر است؛ این نظام با بی عدالتی تمام مهاجران، سیاهان، لاتین ها، مسلمانان و کسانی را که اقتدار دولت مرکزی را به چالش می کشند، با امپریالیسم آمریکا مخالفند، زندانی می کند و هم اکنون آمریکا را به یک کشور پلیسی تبدیل کرده است.
«استفان کوهن» در کتابی که سال 1994 منتشر کرد هزار مورد از زندانیان سیاسی را به طور مستند ذکر کرد که تحت قانون «جاسوسی» محبوس شده بودند.
امروز اما این حبس ها تحت قوانینی چون «ضدتروریسم» و نیز قوانینی که بعداز 11 سپتامبر ابداع شدند، صورت می گیرد، از این جمله اند:
- قانون میهن پرستانه آمریکا (USA Patriot) درسال 2001 که اصلاحیه های اول و چهاردهم را ملغی اعلام کرد، اصلاحیه اول مربوط به آزادی بیان است و اصلاحیه چهاردهم آزادی شهروندان از تفتیش بی مورد و بازداشت بی مورد. این قانون باعث شد حقوق خصوصی مردم آمریکا نابود شود.
- قانون فرمان نظامی سال 2001 که به رئیس جمهور اجازه داد حق بازداشت، ربودن، شکنجه و زندانی کردن تروریست های ادعایی را غصب کرد تا آنها را بدون هیچ اتهامی حبس کند، تا آنها را در دادگاه های نظامی بدون حق دفاع محاکمه کند.
- قانون امنیت وطن (Homeland Secarity) سال 2002 که یک قانون ضدتروریسم بود که باعث ایجاد «گشتاپوملی» در آمریکا شد.
کوهن با استفاده از اسنادی مربوط به اف. بی .آی فاش کرد که نشان داد حامیان حقوق کارگری، سوسیالیست ها و بسیاری از کسانی که عقاید متفاوت سیاسی و مذهبی داشتند، زندانی شده اند.
معروف ترین زندانی سیاسی آمریکا
«مومیا ابوجمال» روزنامه نگار و فعال حقوقی سیاهپوستان در ایالات متحده از سال 1982 در زندان به سر می برد. اولین دستگیری او زمانی رخ داد که تنها 14 سال داشت. وی که به اتفاق سه دوستش در فیلادلفیا مورد حمله یک گروه نژادپرست قرار گرفته بودند، از پلیس تقاضای کمک کردند، اما پلیس آنها را مورد ضرب و شتم قرار داد و زندانی کرد. او بعداز آزادی در 15 سالگی به حزب «پلنگان سیاه» پیوست و تا سال 1973 عضو آن بود. در دبیرستان به روزنامه نگاری مشغول شد و در 20 سالگی کار خود را به عنوان روزنامه نگار حرفه ای آغاز کرد.
در اوایل دهه1980 ابوجمال به عنوان رئیس روزنامه نگاران سیاه پوست فیلادلفیا انتخاب شد. کارهای او اصلا به مذاق پلیس فیلادلفیا خوش نیامد چرا که به شدت مخالف تبعیض نژادی علیه سیاه پوستان بود. او شب ها برای تامین مخارج زندگی اش به عنوان راننده تاکسی فعالیت می کرد. ساعت چهار صبح 9 دسامبر 1981 وقتی ابوجمال در مرکز شهر فیلادلفیا رانندگی می کرد صدای تیری شنید و سپس برادرش را دید که زمین خورد. از تاکسی پیاده شد تا به برادرش کمک کند، اما پلیس به سوی او شلیک کرد. مومیا به زمین افتاد و بیهوش شد. آن پلیس نیز بیهوش به زمین افتاد اما مشخص نشد چه کسی به او شلیک کرده است. مومیا پس از بستری شدن در بیمارستان نجات یافت، اما آن پلیس مرد و مومیا هم به جرم قتل وی زندانی شد. دادگاه آمریکا حتی به مومیا حق دفاع از خود را نداد.
تاکنون میلیون ها نفر در سرتاسر جهان خواهان آزادی مومیا شده و دادستان نژادپرست فیلادلفیا را محکوم کرده اند. علاوه بر این بسیاری از سیاستمداران جهان از جمله نلسون ماندلا، فیدل کاسترو و 22 نماینده انگلیس خواهان تجدیدنظر در حکم مومیا شده اند.
مومیا ابوجمال نمونه یکی از بیگناهانی است که دولت آمریکا او را تنها به جرم سیاه بودنش حبس کرده است. او تاکنون چهارکتاب و صدها مقاله منتشر کرده و بی صبرانه منتظر آزادی خویش است.
هم اکنون یک پایگاه اینترنتی به نام wwwFieemumiacom با هدف آزادسازی او فعالیت می کند.

[ دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک