دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

این لطیفه- که در پی می آید- دو هفته قبل در نیویورک روی خروجی یکی از سایت های اینترنتی قرار گرفت و در فاصله ای کمتر از 36 ساعت به پربیننده ترین مطلب با میلیون ها مراجعه کننده تبدیل شد. شمار فراوانی از چند میلیون کاربر آمریکایی که این لطیفه را مشاهده کرده اند، در بخش نظر کاربران- COMMENT- از آن با عناوینی نظیر «بهترین»، «گویاترین» و «لطیفه ای برگرفته از یک واقعیت تلخ» یاد کرده اند. ... و حالا ترجمه فارسی این لطیفه پرسروصدا را بخوانید؛
مردی در پارک مرکزی شهر نیویورک مشغول قدم زدن بود که ناگهان متوجه می شود یک سگ هار به دختربچه ای حمله کرده و قصد دریدن او را دارد. مرد، با عجله خودش را به آنها که چند ده متر آن طرف تر بودند، می رساند و با سگ درگیر می شود، بعد از مدتی کشمکش و در حالی که چند تکه از لباسش پاره شده بود، سگ را می کشد و دختربچه را نجات می دهد.
مردمی که در آن حوالی پرسه می زدند و با شنیدن صدای گریه آمیخته به التماس دخترک و غرش سگ هار و دخالت آن مرد در اطراف آنها حلقه زده بودند، بعد از مشاهده فداکاری مرد و پایان خوش ماجرا، برای مرد فداکار هورا می کشند. پلیس وارد صحنه می شود، دست مرد فداکار را به نشانه پیروزی بر سگ هار بلند می کند و به او می گوید «هی، تو واقعا یک قهرمانی و نشانه انسان دوستی و شجاعت مردم نیویورک.» مرد ضمن تشکر می گوید؛ اما، من اهل نیویورک نیستم و پلیس می گوید؛ «چه فرقی می کند، فردا روزنامه ها می نویسند یک آمریکایی قهرمان دختربچه بی پناهی را از چنگال یک سگ درنده و هار نجات داد. تو قهرمان و باعث افتخار همه مردم آمریکا هستی و فردا رسانه های آمریکایی با تیترهای درشت و پخش کلیپ های تلویزیونی داستان فداکاری تو را آمریکایی، در صدر اخبار خود قرار می دهند.» مرد، سری به علامت نفی تکان می دهد و می گوید؛ «ولی، من آمریکایی نیستم» و پلیس می پرسد؛ «پس تو کجایی هستی؟!» و مرد پاسخ می دهد؛ «من ایرانی هستم».
فردای آن روز، تمامی روزنامه ها و شبکه های رادیو و تلویزیونی آمریکا در صدر اخبار خود اعلام می کنند؛ «یک مسلمان تندروی ایرانی، سگ بی گناه آمریکایی را کشت»!

[ چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک