دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

تو بگو، کداممان منتظریم؟

ساده می نویسم تا نیم نگاهی بر افکارم بیاندازی. دیگر از تمام الفاظ درشت خسته شده ام. از زنجیر تشبیهات بی سر و ته بیزارم. ساده می نویسم شاید نگاه ساده ای بر من اندازی. من در دو راهی افکارم قدم های تو را انتظار می کشم. نمی دانم در راه بی باز گشت زندگی چه کرده ام که در دل توقع قدومت را به تصویر می کشم.
من توانی برای رفتن ندارم و رویی برای بازگشتنم نیز نمانده است. آنچه پیش رو می بینم، جاده بی انتهایی است که در کور سوی شب، نور را تمنا می کند و آنچه پشت سر گذاشته ام، خرابه ای است که اگر راستش را بخواهی با ملاک های تو هماهنگی کمی دارد . من نان به نرخ دنیا خورده ام و از تو که سرا پا معنویتی دم می زنم. من در تاریکی راه، تو را می جویم و هر چه بیشتر می جویم کمتر می یابم. نمی دانم تو از دیده پنهانی یا من. نمی دانم تو به انتظار نشسته ای تا من از گمراهی دست بردارم یا من در بی خبری خود به انتظار نشسته ام.
شاید فقط دم از انتظار می زنم. بدون اغراق بگویم فقط لقلقه زبانم اللهم عجل لولیک الفرج شده است، در حالی که حوائج دنیایی سرا پای وجود بی خبرم را پر کرده است. شنیده ام اگر مومنان فقط به اندازه حاجت های دنیاییشان از ته دل آرزوی ظهورت را تمنا کنند و با وجودشان نیاز به وجودت را احساس کنند، تو در دم ظهور خواهی کرد. تو برایمان دعا کن که محتاج دعاییم. تو برای ظهور دعا کن، چرا که اول ما در باطن خویش باید ظهور کنیم تا نور با عظمتت در وجود ما تجلی یابد.
آقا جان! جسم های استخوان ترک خورده ظریفمان را با کالبد درونت روشن گردان. مولای من ظهور باطنمان را با ظهور دیده تطبیق ده. چشمان شب کورمان را با دم مسیحایی ات بینا گردان، چرا که ما برای دیدنت چشم دل می خواهیم. ما جمعه ها را خسته کرده ایم بس که منتظر ماندیم. ظهور نیافته ماییم، تو منتظر ظهوری و ما غافل از ظهور...
تارا ابوالحسنی

برگرفته از کیهان

 

[ سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک