دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

"وجعلنا " را شنیده بود اما نمی دانست که آیا این آیه است. حدیث است یا چیزدیگر تا آن روز که از روی سادگی  خودش یکی از برادران را پیدا می کند و می پرسد :" شما ها وقتی که با دشمن روبرو می شوید یا در تیررس او قرار می گیرید چه می گویید که کشته نمی شوید و توپ و تانک آن ها در شماتأثیر نمی کنـــد.

و او که تا آن موقع آدمی تا این اندازه نا وارد  به پستش  نخو.رده بود خیلی جدی می گویید :" البته بیشتر به اخلاص بر می گردد والا خود عبادت به تنهایی دردی را دوا نمی کند. ووقتی او را ســرا پا گوش  می یابد ادامه می هد که اولا" باید وضو داشته باشی ، ثانیا" رو به قبله بایستی و آهسته به نحوی که کسی نفهمد بگویی"( الهم رزقنا  ترکشنا ریزا" بدستنا و پاینا ولا جای حسابنا. برحمتک یا ارحم الراحمین) طوری این کلمات را عربی و از مخرج ادا می کند که او باورش می شود و با خودش می گوید: این ها اگر آیه نباشد حتما" حدیث است واما آخرش که فارسی عربی می شود. شک می کند و به او می گوید: اخوی غریب گیر آوردی...

[ جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک