دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

وقتی آبها از آسیاب افتاد عده ای در مهرآبا از هواپیما پیاده شدند .چمدان بعضی هاشان پر بود از پول وکارت اعتباری ، وداخل سامسونت برخی دیگر پر بود از پرونده های تحصیلی و مدارک تخصصی ؛ آنهایی که وجودشان را برای مملکت از شر این جنگ خانمان سوز حفظ کرده بودند!

بعد از چند روز روشنفکرانه پرسیدند: " چرا جنگیدید؟"

وبعضی که صدایشان در اثر استنشاق گازهای شیمیایی در نمی آمد و بعضی دیگر که کس وکارشان را.... از دست داده بودند و آهسته گفتند:" ما نجنگیدیم دفاع کردیم"

شما تشریف نداشتید یک عده آمده بودن خرمشهرو بهنام محمدی سیزده ساله سعی کرد آن ها را بیرون کند اما نشد غیرتش تحمل ماندن را نداشت و رفت.

شما تشریف نداشتید سوسنگرد را که گرفتند چه بلا ها که بر سر زنا و دختران بی پناه آوردند.

شما تشریف نداشتید شهرها را که بمباران می کردند؛ بچه های کوچک زیر آوار می ماندند

شما تشریف نداشتید ما نجنگیدیم ؛ ما دفاع کردیم.......

[ یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧ ] [ ٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک