دل نوشته های یک نسل دومی
اجتماعی،ادبی، تحلیلی
قالب وبلاگ

دلم گرفته است. شاید به خاطر بوی مست کننده باد دیشب باشد و شاید هم از سکوت دردآور این زبان. هر چه باشد دل من پی سلامی در به در، در کوچه های نبودن، دنبال دلی می گردد؛ دلی که شاید از جنس سنگ باشد اما با آبشار رویا رفاقتی دیرینه داشته باشد.

تنها امروز است که سرودش را شادانه بر کف خیابان دلم می پاشد که شاید در پی نوایش، دمی به این خانه سری بزند.

می گویند شاید فردای امروز من، روزی بهتر باشد، شاید فردا باران بند بیاید و شایدهم فردا خورشید زودتر طلوع کند، اما...

اما حالا دلم گرفته است. دوستدار موسیقی ام و دل به جاده زندگی داده ام.

اما کسی نیست که در این جاده چراغی روشن کند تا دستان ناتوانم، پی نت های سلام به این در و آن در نزند.

نمی گویم هر سلامی جوابی می خواهد، شاید سلام امروز من فقط یک نیرنگ باشد، اما کاش فرق ها را بیهوده کشف نمی کردیم. می آمدیم و سرودهای بودن را به هر سلامی هدیه می دادیم.

دلم عجیب هوای چهره ناز بشریت را کرده. شاید هم صدای دل نشین باران؛ وقتی می بارد.

دلم گرفته است؛ دلم عجیب گرفته است.

به تو که نگاه می کنم فقط یاد می گیریم اگر دوباره دیدمت نگاهت نکنم و بگذارم دلت این بار هم با صدای بلند فریاد بزند: موفق شدم! تو همیشه در شکستن دل بیچاره من موفق می شوی، عزیز دلم!

فتانه ارجمند.16 ساله.تهران

[ یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧ ] [ ۸:۳٤ ‎ق.ظ ] [ غلامحسین سلجوقی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
شرکت های مهم

[ بیمه کوثر ] [ شهدا را یاد کنیم باذکر صلوات ]
بک لينک