بهار آمد


مولانا جلال الدین محمد بلخی
بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد

ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد

گل از نسرین همی پرسد که چون بودی در این غربت
همی گوید خوشم زیرا خوشی ها زان دیار آمد

سمن با سرو می گوید که مستانه همی رقصی
به گوشش سرو می گوید که یار بردبار آمد

بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد
که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد

همی زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی
بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد

صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق
که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد

ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو
به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد

ببین کان لک لک گویا برآمد بر سر منبر
که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد

/ 2 نظر / 9 بازدید
علی

سلام قوما با پست جدید سردار شهيد جليل‌ محدثي‌فر در وبلاگ شهدای خاوری به روزم منتظر دیدار شما در سال جدید هستم امیدوارم امسال برای شما و خوانواده اتان پر برکت باشد http://khavarihash.blogfa.com/ با ایدی من تماس بگیر تا شماره تلفن همدیگر رو با هم تبادل کنیم toop_2008@yahoo.com

علی

سلام قوما با پست جدید سردار شهيد جليل‌ محدثي‌فر در وبلاگ شهدای خاوری به روزم منتظر دیدار شما در سال جدید هستم امیدوارم امسال برای شما و خوانواده اتان پر برکت باشد http://khavarihash.blogfa.com/ با ایدی من تماس بگیر تا شماره تلفن همدیگر رو با هم تبادل کنیم toop_2008@yahoo.com