عصر دیروز ، عصر امروز


خانه ما حیاط داشت. درخت انار داشت. باغچه هایی داشت پر از گل های رنگارنگ. می شد در آن دوچرخه راند... بدمینتون بازی کرد و خرس وسطی و گرگم به هوا...
در خانه ها خبری از رایانه نبود. در شب های سرد پائیز و زمستان سرگرمی هایمان منچ بود و مار و پله که پدربزرگ و مادربزرگ ها هم با ما هم نشین می شدند و بازی می کردند.
در آن روزها خبری از رایانه ای نبود. خبری از 2011pes یا call ofdaty نبود. در حیاطمان فوتبال بازی می کردیم. فوتبال واقعی نه فوتبال مجازی، در آن روزها پدر و مادرها نگران ضعیف شدن چشم و چاق شدن ما نبودند.

کریمی

/ 0 نظر / 6 بازدید