این قفس بهر عاشقان تنگ است

خفته پیراهنش چه گل رنگ است
بسترش خاک و بالشش سنگ است
نعره انفجار و ترکش و تیر
در سرش نغمه ای خوش آهنگ است
بی خیال تمام غوغاها
که طبیعی عرصه جنگ است
رفته در خواب ناز آن جانباز
رفته، ماندن برای او ننگ است
خواب نه ابتدای بیداریست
در جهانی که صاف و بی رنگ است
پرکشیده پرنده این قفس است
این قفس بهر عاشقان تنگ است
بهروز ساقی

/ 0 نظر / 6 بازدید